مسئله فقط این نیست که اختلافات داخلی فضای کشور را ملتهب میکند؛ مسئله مهمتر آن است که این التهاب، مستقیماً بر میز مذاکره اثر میگذارد. طرف مقابل، در هر توافقی، پیش از امضای متن، اراده سیاسی و ثبات تصمیمگیری طرف روبهرو را میسنجد. اگر تصویر ایران در بیرون، کشوری گرفتار نزاع داخلی، شکاف درون حاکمیت و بیثباتی خیابانی باشد، طبیعی است که طرف مقابل در دادن امتیاز عملی تردید کند. در واقع، تشدید اختلافات داخلی میتواند مذاکره را پیش از آن که در متن شکست بخورد، در ذهن طرف مقابل به بنبست بکشاند.
از این منظر، باید با صراحت گفت که یکی از معدود راههایی که نتانیاهو میتواند روند امتیازدهی آمریکا به ایران را متوقف کند، نه در میدان نظامی، بلکه در فعالسازی بحران داخلی در ایران است. اگر بار دیگر ناآرامی و آشوب در داخل شکل بگیرد، دولت آمریکا انگیزهای برای دادننها غیرمسئولانه، بلکه نوعی خودزنی ملی است. هیچ عقل سیاسی اجازه نمیدهد در دوره تهدید خارجی، ستونهای اقتدار ملی با ادبیات بیپروا و اتهامزنی داخلی تضعیف شود.
پیام اخیر رهبر انقلاب میتوانست و همچنان میتواند یک اهرم ارزشمند برای تیم مذاکرهکننده باشد؛ ابزاری برای افزایش قدرت چانهزنی ایران، نه سوختی برای منازعه داخلی.
نباید اجازه داد فرصت ملی پس از جنگ، که با مقاومت مردم، میدان و دیپلماسی به دست آمده، به محل نزاعهای شخصی، حزبی و جناحی تبدیل شود. ایرانیان با مقاومت، درایت و عقلانیت جنگ را بردند. خطای تاریخی آن است که با تفرقه، هیجانزدگی و کفران نعمت، صلح را ببازیم.