پیامی که به تهران رسید

شنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۵ – ۰۰:۳۰
هر چند که معادلات تنگه هرمز اصل اول تحولات جهانی است که پیامدهای آن می‌رود تا تمام اقتصاد  بین‌الملل را تحت الشعاع قرار دهد اما در روزهای اخیر در اقدامی تامل برانگیز غربی‌ها ابتدا موضوع هسته ای ایران را در نشست فصلی شورای حکام باز کرده و با رایی ضعیف راهی شورای امنیت کردند  در حالی که تمامی شواهد نشان می‌دهد این اقدام برخلاف ادعای آنها نه برای امنیت هسته‌ای بلکه برای اعمال فشار و باج‌خواهی بر سر تنگه هرمز و نیز سرپوش گذاشتن بر شکست‌هایی زنجیره‌ای است که در برابر اقتدار و تاب آوری ایرانیان متحمل شده‌اند. 
اقدام آمریکا و تروئیکای اروپایی در شورای حکام و شورای امنیت علیه ایران در حالی صورت گرفته است که این رفتارها را می توان میخی دیگر بر تابوت حقوق بین الملل دانست که دیگر ماهیتی برای آن باقی نمانده است. درخواست برای بازرسی از تاسیسات هسته‌ای ایران در حالی مطرح شده که عملا چارچوبی در پادمان درباره دیدار از مراکز هسته‌ای بمباران شده وجود ندارد و بر اساس حق دفاع مشروع نیز ایران تا زمان گرفتن ضمانت عملی حق ممانعت از بازرسی ها را دارد. 
همچنین چنانکه نمایندگان چین و روسیه در هر دو نشست عنوان کرده اند قطعنامه 2231 شورای امنیت در در تاریخ ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ به‌طور قطعی خاتمه یافته و از آن تاریخ به بعد، فاقد اثر حقوقی و مأموریت اجرایی است. بر این اساس بررسی پرونده ایران در شورای حکام و ارجاع آن به شورای امنیت امری قاونی است و باید این موضوع به صورت عادی بررسی می‌شد. 
در این میان گروسی مدیر کل آژانس در حالی مدعی بوده که فردی بی طرف است و دخالتی در قطعنامه‌ها ندارد اما رفتار عملی او خلاف این ادعا را آشکار می کند او که سال گذشته با گزارش سراسر دروغش زمینه ساز بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران شد، در نشست اخیر نیز رویه‌ای مشابه را در پیش گرفت و در اقدامی غیر قانونی پرونده ایران را در شورای حکام بازگشایی و به تکرار دروغ‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران پرداخت. نکته مهم آنکه گروسی در سخنانی که خود گواهی بر خدمت وی به آمریکا است در حالی که پیشتر مدعی شده بود بیش از یک سال است که بازرسیان دسترسی به تاسیسات هسته‌ای ایران ندارند، در سخنانی مدعی شد با کمک تصاویر ماهواره‌ای، فعالیت‌های جدیدی را در سایت هسته‌ای کوه کلنگ ایران شناسایی کرده است. 
این سخنان نعل به نعل سخنان ترامپ است که مدعی شده فعالیت‌ هسته‌ای ایران توسط ماهواره‌های آمریکایی رصد می‌شوند لذا این سوال مطرح است که آژانس که از محکوم کردن بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران خودداری کرده چگونه ادعاهای آمریکا را معیار ارزیابی خود قرار می‌دهد در حالی که این کشور باید به جرم جنایت علیه شریت مجازات شود. 
آمریکا و تروئیکای اروپایی در حالی مدعی پیروزی بزرگ در شورای حکام و شورای امنیت شده‌اند که شواهد امر حکایت از خلاف این ادعا را دارد. از یک سو قطعنامه شورای حکام با  ۲۳ رأی موافق، ۸ رأی ممتنع و ۳ رأی مخالف به تصویب رسید، و بزرگانی همچون چین و روسیه با آن مخالفت کرده‌اند. هچنین نشست شورای امنیت نیز با واکنش تند پکن و مسکو همراه شد که عملا هرگونه اقئدام علیه ایران را وتو می‌کند. این تحولات نشان می‌دهد که غرب عملا جایگاه اجماع سازی را از دست داده است و کشورها به دنبال استقلال نظامی ، سیاسی و اقتصادی از آنها هستند. 
نکته مهم آنکه ترامپ و اروپایی‌ها  و کشورهایی همچون عربستان و ژاپن که استقلال خود را به او فروخته‌اند در حالی با تصویب قطعنامه در شورای حکام و کشاندن پرونده ایران در شورای امنیت به دنبال سرپوش نهادن بر وضعیت بحرانی خویش و دستاوردسازی برای ترامپ بوده اند که شواهد میدانی خلاف این تصور را آشکار می سازد. ژاپن با رای در شورای حکام علیه ایران نمی‌تواند بر حقارت ناتوانی نام بردن از آمریکا به عنوان عامل بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی سرپوش گذارد و رسوایی فروپاشی ین را نیز پنهان سازد. سعودی نیز با حاشیه سازی شکست سنگین در برابر یمن را نیز نمی‌تواند پنهان سازد. 
ترامپ نیز با چنین رفتارهایی قطعا نمی‌تواند بر شکست سیاسی، اقتصادی و نظامی در برابر اقتدار و تاب آوری ایران سرپوش گذارد در حالی که بازارهای مالی نیز دیگر به وعده درمانی او نیز اهمیت نمی‌دهد که رسیدن نفت به 110 دلار، گازوئیل به 6 دلار و گاز اروپا به 80 یورو گواهی براین امر است. آنها با چنین رفتارهایی نمی‌توانند ایران را تسلیم سازند بویژه آنکه نشست شانگهای و نشست اخیر بریکس نشان دادکه جهان ضمن اذعان به اقتدار و جایگاه ایران، حاضر به بازی در زمین یک جانبه‌گرایی آمریکا نمی‌باشد.
 

قاسم  غفوری

منبع  : سیاست روز

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *