این امر بیانگر آن است که فقط قدرتهای منطقهای نگران پیامدهای استقلال اقلیم و یا رفراندوم نیستند بلکه قدرتهای فرامنطقهای نیز به این نتیجه رسیدهاند که در صورتی که این رفراندوم هموار کننده مسیر جدایی اقلیم از دولت مرکزی بغداد و تجزیه عراق باشد در آن صورت ممکن است سلسلهای از اقدامات پیش بینی نشده در منطقه رخ دهد که در وهله اول انتظار میرود عراق به سه کشور تجزیه شود.
در همان اوایل 2003 که عراق به آمریکا حمله کرده بود برخی از مقامات آمریکایی به صورت جدی از این سناریو حمایت میکردند که ثبات در عراق منوط به تبدیل شدن این کشور به سه کشور کوچکتر شیعه، سنی و کرد است. به هر حال از آنجایی که این تمایل داخل آمریکا وجود دارد، احتمال برخی تجزیهها و اتفاقات جدید در منطقه دور از انتظار نیست. در این صورت نه تنها قدرتهای منطقهای بلکه قدرتهای فرامنطقهای نیز قادر به کنترل این بحرانها نخواهند بود.
نکته دیگری که مخالفت مقطعی آمریکا با همه پرسی را توجیه میکند این است که در این شرایط واشنگتن خواهان تعویق رفراندوم است و نه منتفی شدن آن. دلیل آنکه آمریکا و تاحدی اروپا خواهان تعلیق این رفراندوم هستند وضعیت موجود منطقه است. بدین مفهوم که فعلا مسئله داعش در عراق و سوریه تعیین تکلیف نشده و ممکن است که با اتفاقی که در اقلیم در حال وقوع است یک بحران جدیدی در عراق شکل بگیرد و دولت مرکزی بغداد نتواند داعش را از کل عراق پاکسازی کند. در نتیجه در این شرایط وارد یک دوره جدیدی از بی ثباتی و بحرانهای داخلی در عراق خواهیم شد. این مسئله برای آمریکا پیامدهای منفی دارد و یا ممکن است برای اروپاییان منجر به تشدید موج مهاجرتها شود.
از سوی دیگر مسئله رفراندوم در کردستان عراق میتواند شرایط موجود در سوریه را نیز تحت تاثیر قرار دهد. در این کشور نیز کردها اعلام کردهاند که به سمت انتخابات محلی در حال حرکت هستند و از یک طرف نیز مسئله دیرالزور و داعش نیز هنوز تکلیفشان مشخص نشده است. لذا این روند کاهش تنش و روند صلحی که در سوریه با فرماندهی روسیه و همکاری ایران و ترکیه شروع شده، ممکن است به واسطه این اتفاق پیش بینی نشده یعنی وضعیت اقلیم دچار پیچیدگیها و افتوخیزهای جدی شود.
