در بسیاری از مناطق، حتی مدارس نوساز نیز بدون هیچگونه رمپ یا مسیر دسترسپذیر ساخته میشوند، گویی هیچ دانشآموز معلولی در آن منطقه وجود ندارد! این درحالی است که مناسبسازی از ابتدا هزینهای ندارد و تنها به باور و توجه نیاز دارد. نبود مناسبسازی در مدارس موجب انزوای دانشآموزان دارای معلولیت و محرومیت آنها از آموزش میشود، در حالی که با حمایت و فراهم کردن امکانات، این افراد میتوانند به موفقیتهای بزرگ برسند. در مدارس قدیمی هم کافی است مدیران با همکاری سادهای مانند انتخاب کلاس طبقه همکف برای دانشآموز معلول کمک کنند، اما این همکاری ساده هم در برخی مدارس انجام نمیشود!
جوان آنلاین: هرسال در روز جهانی معلولان، بحث معیشت، آموزش، اشتغال و درمان افراد دارای معلولیت در صدر گفتوگوها قرار میگیرد، اما کارشناسان تأکید میکنند پیش از هر چیز باید از حق حضور در شهر سخن گفت، از مناسبسازی فضاهایی که نه فقط برای معلولان، بلکه برای میلیونها ایرانی دارای محدودیت جسمی، سالمندان و افراد با شرایط خاص قابل استفاده باشند. حدود ۱۵درصد جامعه ما، یعنی نزدیک به ۱۰میلیوننفر، معلول هستند که به همین تعداد سالمند داریم، افزون بر این، سالانه حدود ۶۰هزارنفر به جمعیت معلولان اضافه میشوند و ممکن است هر یک از ما در آینده جزو این آمار باشیم. با این حال، آخرین بررسیها نشان میدهد از ۱۲هزارکیلومتر معابر اصلی تهران تنها حدود ۴۰۰کیلومتر مناسبسازی انجام گرفته است و میانگین مناسبسازی ساختمانهای دولتی نیز حدود ۵۶درصد است. این اعداد هشدار میدهند، هنوز مسیر طولانی تا دسترسی آسان و ایمن برای همه شهروندان باقی مانده است. به مناسبت این روز، گفتوگویی داشتیم با دکتر غلامرضا رضاییفر، رئیس دبیرخانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسبسازی کشور، درباره اینکه چگونه قوانین درست، فرهنگ سازی پایدار، فناوریهای نوین و حمایت خانواده میتواند زندگی افراد معلول را مستقل، ایمن و پرنشاط کند و استعدادهایشان را به ظهور برساند. رضاییفر معتقد است مشکل اصلی نه در نبود قانون یا منابع مالی، بلکه در فقدان «فرهنگسازی» و «باور» در ذهن طراحان و مسئولان است، باوری که حضور معلول در خیابان، مدرسه یا ایستگاه مترو را حق بداند، نه لطف و از این مسیر، شهری انسانیتر و عادلانهتر برای همه ساخته شود.
از وقت مصاحبهای که در اختیار ما گذاشتید تشکر میکنم، ابتدا از نقطه شروع مناسبسازی و روند پیشرفت آن برای رفاه معلولان بگویید؟
در کشور ما «مناسبسازی» یا «دسترسپذیری» طی سالهای اخیر جدی شده است و این در حالی است که آغاز آن در اروپا به پس از جنگهای جهانی و رفع موانع برای مجروحان بازمیگردد و بعدها با «طراحی همهشمول» توسعه یافت. رویکردی که میگوید هر مکان، از ساختمان تا شهر و پارک، باید برای استفاده همه اقشار قابل دسترس باشد. این رویکرد هم مبنای حقوق بشری، هم اخلاقی و حتی شرعی دارد و در قوانین نیز بر آن تأکید شده است. مناسبسازی در ایران دو بعد فردی و اجتماعی دارد و نقطه شروع جدی آن سال ۱۳۹۶ با تصویب «قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت» و ابلاغ در سال ۱۳۹۷ بود. فصل دوم این قانون به طور اختصاصی به دسترسپذیری میپردازد و نشان میدهد؛ قانونگذار قبل از پرداختن به معیشت، درمان یا آموزش، موضوع حضور و تردد را مقدم دانسته است. زیرا فرد تا از خانه خارج نشود، نمیتواند به خدمات درمانی یا آموزشی دسترسی پیدا کند. به همین دلیل دسترسیپذیری، مقدمه تمام حقوق دیگر است. در این قانون چهار ماده به مناسب سازی اختصاص دارد. ماده ۲ همه دستگاههای دولتی دارای بودجه را موظف به مناسب سازی کرده است. بر همین اساس سال گذشته ۲۴هزار ساختمان دولتی ارزیابی شد و میانگین مناسبسازی آنها حدود ۵۶ درصد اعلام شد. ماده۴ شهرداریها را مکلف میکند در صدور پروانه، مجوز بازسازی و پایان کار، رعایت استانداردهای دسترسپذیری را الزامی کنند. بنابراین هیچ ساختمان عمومی نباید بدون مناسبسازی پایان کار بگیرد. ماده ۵ نیز مسئولیت مناسبسازی پایانهها، ایستگاهها و ناوگان حملونقل را مشخص میکند. حملونقل برون شهری بر عهده وزارت راه و شهرسازی و حملونقل درون شهری بر عهده شهرداریهاست.
به موضوع حملونقل اشاره کردید که برای افراد دارای معلولیت بسیار مهم است، این وضعیت چه روندی را پشت سر میگذارد؟
معابر و حملونقل برای افراد دارای معلولیت بسیار مهم است. در تهران سامانهای وجود دارد که افراد دارای معلولیت یک یا دو روز قبل تماس میگیرند و برای رفتوآمدشان مثلاً برای کاردرمانی یا کارهای اداری از خودروهای ویژه استفاده میکنند. این خودروها بالابر دارند و ویلچر را بالا و پایین میبرند. بیش از صد دستگاه ون مناسبسازیشده در تهران فعال است، اما این خدمات تمام نیاز افراد دارای معلولیت را پوشش نمیدهد. آنها باید بتوانند مثل سایر شهروندان از مترو و سایر وسایل نقلیه عمومی هم استفاده کنند. در حال حاضر از ۱۵۸ ایستگاه مترو، تنها حدود یک سوم این ایستگاهها آسانسور دارند و امکان استفاده برای فرد ویلچری فراهم است. حتی در برخی از ایستگاهها آنقدر پلهها زیاد و بلند است که حتی یک فرد کاملاً سالم هم به سختی تردد دارد و برای یک فرد باردار یا سالمند هم عملاً قابل استفاده نیست.
بنابراین جامعه هدف برای دسترسپذیری، فقط شامل افراد دارای معلولیت نمیشود؟
دقیقاً. چراکه حدود ۱۵درصد جامعه ما یعنی نزدیک به ۱۰میلیون نفر معلول هستند و ما همین تعداد را هم سالمند داریم. به عبارتی نزدیک به یک چهارم جمعیت کشور به شکل جدی نیازهای خاص حرکتی دارند. علاوه بر این، خانمهای باردار، والدینی که کالسکه بچه دارند، افرادی که موقتاً دچار شکستگی یا آسیب میشوند… همگی نیازمند فضاهای قابل دسترس هستند. فرض کنید خانمی با کالسکه میخواهد خرید کند. حق طبیعیاش است که بتواند از پیادهرو عبور کند، وارد فروشگاه شود یا سوار اتوبوس و مترو شود. اما وقتی در ورودی فروشگاه شش پله وجود دارد و رمپ استاندارد نیست، عملاً او محروم میشود. این بدان معناست که مناسبسازی برای همه آنهایی که شرایط خاص دارند لازم است، نه فقط برای یک گروه خاص مانند معلولان.
