
اقتصاد ۲۴–میرا قربانی فر– سالهای اخیر برای سینمای ایران سالهای پرحاشیهای بوده است. اولین موفقیتهای جهانی سینمای ایران پس از انقلاب در دهه ۷۰ به مدد همان سینمای هنری بود که رقم خورد.
بیشتر فیلمهایی که آن زمان افتخاری جهانی برای ایران کسب میکردند در داخل کشور شانس بالایی برای فروش موفق نداشتند. از اواخر دهه ۸۰ این معادله تا حدی تغییر کرد و نمونه بارز آن فروش بالای فیلمهای «اصغر فرهادی» در کنار مجموعهای از درخشانترین جوایزی بود که او توانست برای سینمای ایران کسب کند.فروش بالای این فیلمها در کنار درخشش جهانی، اما گویا مسیری بود که برخی به آن نگاه متفاوتی داشتند و آن در دست گرفتن این مسیر بود. پس از آن بود که مناسبات مالی در سینما نیز شکل جدیدی به خود گرفت و اتفاقا در این میان سرمایههای نامشخص بسیاری نیز راهی سینما شد. موسسات سینمای تازهای متولد شدند و هم زمان با آن هزینههای فیلمسازی افزایش پیدا کرد. این در حالی بود که حتی پیش از ورود این سرمایهها نیز فروش فیلمها را در مقایسه با هزینه تولید بسیار ناکافی میدانستند. در این سالها یک سوال بارها تکرار شده است، این پولها از کجا میآیند؟ چطور وارد سینما شده اند و واقعا برگشت دارند و اگر بازگشت سرمایه نیست پس چرا هم چنان ادامه مییابد.
بیشتر بخوانید: بابت پیگیری مطالبات مردم مواخذه میشویم
