
در حالی که چرخ تولید کشور زیر بار کمبود نقدینگی و فشار هزینهها با سختی میچرخد، بانک مرکزی از «سیاست هدایت اعتبار» بهعنوان نسخه نجات نام میبرد؛ سیاستی که قرار است مسیر تسهیلات را از دلالی و سفتهبازی به سمت کارخانهها و خطوط تولید بکشاند.
ایده جذابی است، اما پرسش قدیمی پابرجاست: آیا ابزارهای تازهای چون اوراق گام، فکتورینگ یا تأمین مالی زنجیره تولید میتوانند عطش منابع صنایع کوچک و متوسط را هم فرو بنشانند یا بازهم غولهای اقتصادی میداندار خواهند شد؟ تجربه سالهای گذشته نشان داده که انحراف و تبعیض در توزیع منابع، تنها بازارهای غیرمولد را چاق کرده و تولید واقعی را لاغرتر. نگاه بخش خصوصی و اتاق بازرگانی به این سیاست، میتواند آینهای باشد برای دیدن فاصله میان طرحهای روی کاغذ و واقعیت کف بازار.
