پوتین حالا هم جنگ را باخته، زمان لازم است تا بفهمد!

رویای پوتین برای بازسازی امپراتوری روسیه همیشه بر این دروغ استوار بوده است که اوکراین یک ملت واقعی نیست، اوکراینی‌ها مردمی واقعی نیستند و ساکنان کیف، خارکف و لویو مشتاق حکومت مسکو هستند. این یک دروغ کامل است – اوکراین ملتی با بیش از هزار سال تاریخ است، و کیف در زمانی که مسکو حتی یک روستا هم نبود، یک کلان شهر بزرگ بود.
رویای پوتین برای بازسازی امپراتوری روسیه همیشه بر این دروغ استوار بوده است که اوکراین یک ملت واقعی نیست، اوکراینی‌ها مردمی واقعی نیستند و ساکنان کیف، خارکف و لویو مشتاق حکومت مسکو هستند. این یک دروغ کامل است – اوکراین ملتی با بیش از هزار سال تاریخ است، و کیف در زمانی که مسکو حتی یک روستا هم نبود، یک کلان شهر بزرگ بود.

پوتین حالا هم جنگ را باخته است، زمان لازم است تا بفهمد!

اقتصاد۲۴– یک هفته هم از جنگ نمی‌گذرد و بیش از پیش به نظر می‌رسد که ولادیمیر پوتین به سمت شکستی تاریخی پیش می‌رود. او ممکن است همه‌ی نبرد‌ها را ببرد، ولی جنگ را می‌بازد.
رویای پوتین برای بازسازی امپراتوری روسیه همیشه بر این دروغ استوار شده بود که اوکراین کشوری واقعی نیست، اوکرایینی‌ها ملتی واقعی نیستند و ساکنان کی‌یف، خارکف و لویو مشتاق حکومت مسکواند. این ادعایی کاملا دروغ است- اوکراین کشوری با بیش از هزار سال تاریخ است و وقتی مسکو حتی روستا هم نبود، کی‌یف کلانشهری مهم بود. اما خودکامه‌ی روس آن‌قدر این دروغ را تکرار کرده که ظاهرا خودش هم باورش شده است.
هنگام طراحی حمله به اوکراین، پوتین می‌توانست بر حقایق مسلمِ زیادی تکیه کند. او می‌دانست که از نظر نظامی، اوکراین در برابر روسیه بسیار ضعیف است. می‌دانست که ناتو برای کمک به اوکراین نیروی نظامی نمی‌فرستد. می‌دانست که وابستگی اروپا به نفت و گاز روسیه سبب می‌شود کشورهایی، چون آلمان درباره اعمال تحریم‌های شدید تردید کنند. بر اساس این حقایق مسلم، نقشه‌ی او، درهم‌کوبیدنِ شدید و سریع اوکراین، دستگیری و نابودی دولتمردان آن، ایجاد رژیمی دست‌نشانده در کی‌یف و قسر در رفتن از تحریم‌های نه چندان محکم غربی بود.
اما این نقشه یک نکته‌ ناشناخته‌ی بزرگ داشت. همان‌گونه که امریکایی‌ها در عراق و شوروی در افغانستان درس گرفتند، غلبه و تسخیر یک کشور آسان‌تر از حفظ آن است. پوتین می‌دانست که قدرت تسخیر اوکراین را دارد. اما آیا مردم اوکراین به آسانی رژیم دست‌نشانده‌ی مسکو را می‌پذیرند؟ پوتین این قمار را کرد که حتما می‌پذیرند. از آن گذشته، وقتی مکررا شرح می‌داد که اوکراین کشوری واقعی و اوکرایینی‌ها ملتی واقعی نیستند، گوش‌هایی مایل به شنیدن وجود داشت. در ۲۰۱۴، مردم کریمه مقاومت چندانی در برابر مهاجمان روس نکردند. چرا باید ۲۰۲۲ متفاوت باشد؟
با گذشت هر روز، روشن‌تر می‌شود که قمار پوتین در حال باخت است. مردم اوکراین دارند با همه‌ وجود مقاومت می‌کنند، تحسین کل جهان را به دست می‌آورند و برنده‌ این جنگ می‌شوند.
روز‌های تاریک بسیاری پیش رو است. روس‌ها ممکن است هنوز هم بتوانند کل اوکراین را تسخیر کنند، اما برای بردن جنگ، باید بتوانند اوکراین را حفظ کنند و فقط در صورتی می‌توانند چنین کنند که مردم اوکراین به آن‌ها اجازه این کار را بدهند. هر روزی که می‌گذرد، این مساله بیش از پیش غیرمحتمل به نظر می‌رسد. از کار افتادنِ هر تانک روسی و کشته‌شدن هر سرباز روس، جسارت اوکرایینی‌ها برای ایستادگی را بالاتر می‌برد؛ و مرگ هر اوکرایینی، کینه و نفرت آنان را عمیق‌تر می‌کند. کینه زشت‌ترینِ احساسات است، اما برای ملتِ تحت ستم، کینه گنجی نهان است.
در عمق قلب مدفون می‌ماند و می‌تواند مقاومت را تا نسل‌ها حفظ کند. برای بازسازی امپراتوری روسیه، پوتین به یک پیروزی نسبتا بدون خونریزی نیاز دارد که به صلحی نسبتا بدون کینه و نفرت منجر شود. با ریختن خون اوکرایینی‌های بیشتر و بیشتر، رویای پوتین به حتم محقق نخواهد شد. نام میخائیل گورباچف نیست که بر سند مرگ امپراتوری روسیه حک می‌شود: نام پوتین خواهد بود.

بیشتر بخوانید: اشتباهات پوتین در اوکراین چه بود؟

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *