
اقتصاد ۲۴-وبسایت Responsible Statecraft وابسته به اندیشکده کوئینسی نوشت: در کالج و تحصیلات تکمیلی از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۶، من و بسیاری از دانشجویان دیگر چیزهای زیادی در مورد منشأ سه مبارزه در سراسر جهان شامل دو جنگ جهانی و جنگ سرد جاری آموختیم. شاید نقص این نوع یادگیری به این دلیل باشد که هیچ کس از شباهت بحران برلین طی سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲ با بحران کنونی اوکراین صحبت نمیکند.
به گزارش «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: رهبران غربی و مطبوعات، تهدیدهای پوتین در قبال اوکراین را همانگونه میدانند که تهدیدهای نیکیتا خروشچف را در قبال برلین غربی بهعنوان یک تصرف قریبالوقوع ارضی میدانستند. در واقع، خروشچف خواهان جنگ یا قلمرو جدیدی نبود و پوتین نیز ممکن است چنین چیزی را نخواسته باشد. پوتین مانند خروشچف، ممکن است از آسیبپذیری نظامی غرب برای دو هدف استفاده کند. اول، ایجاد اختلاف در اتحاد غربی و دوم، مجبور کردن ناتو به کنار گذاشتن ادعاهایی که مسکو آن را تهدیدی برای امنیت خود میداند.
ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه در سال ۱۹۴۵ با سقوط رایش سوم، برلین غربی را اشغال کردند. تا زمانی که آنها و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی برای ایجاد یک دولت جدید تماماً آلمانی برنامه ریزی میکردند، مهم نبود که برلین غربی به طور کامل در منطقه اشغال شوروی قرار داشت، اما در سال ۱۹۴۸، زمانی که بریتانیا و ایالات متحده گامهای قاطعانهای برای ایجاد یک دولت برداشتند، استالین با مسدود کردن دسترسی زمینی به شهر به آن پاسخ داد.
ایالات متحده به مدت یک سال از مسیرهای هوایی استفاده میکرد و نهایتاً استالین از محاصره دست کشید. در سال ۱۹۴۹ جمهوری فدرال و جمهوری دموکراتیک آلمان به طور جداگانه تشکیل شدند و هر یک ادعا کردند که تنها نماینده قانونی مردم آلمان هستند.
بیشتر بخوانید: چرا اوکراین برای روسیه مهم است؟
