مساله آب هیرمند در دوره پهلوی اول و دوم بارها محل مذاکره با افغانستان قرار گرفت تا این که در سال ۱۳۵۱ شمسی به قرارداد هیرمند منتهی شد؛ قراردادی که اما و اگرهای زیادی دارد و اختلافات بر سر آب این رودخانه همچنان پابرجا است.
به گزارش جوان آنلاین به نقل از ایرنا، در یک سده اخیر آب هیرمند در مناسبات ایران و افغانستان به عنوان یک مساله اساسی خودنمایی کرده است؛ مسالهای که هنوز هم حل نشده و امروز تبدیل به منشا تنش شده است. آب هیرمند نقش مهمی در توسعه و آبادانی سیستان و بلوچستان ایفا میکند و هر گاه بستر و آورده این رود تغییر پیدا کرده، خشکسالیها و ویرانیهایی به بار آورده است و سیاحان و ماموران بریتانیایی مانند گلد اسمید، مکماهون، تیت، ییت، لندور و… در گزارشها و کتابهای خود مفصل به وسعت و عظمت خرابههای به جا مانده از آن پرداختهاند.

آب هیرمند از چه زمانی به یک مساله تبدیل شد؟
آب هیرمند تا دوره قاجاریه مساله خاصی نداشت زیرا سیستان یکپارچه و یکدست بود و ساکنان آن در دو طرف رود براساس عرف و رسم معمول از آب رود هیرمند برای مصارف کشاورزی و آشامیدنی خود استفاده میکردند اما زمانی آب هیرمند چالشساز شد که در دوره ناصرالدین شاه (سال ۱۲۸۹قمری) با حکمیت «گلداسمیت»، سیستان به دو بخش تقسیم شد. طی این حکمیت بیش از نیمی از سیستان به وسعت ۱۰۶۴۷.۴ کیلومتر مربع به افغانستان که تحت استیلای انگلستان قرار داشت واگذار شد و ۷۲۹۰.۸۸ کیلومتر مربع به ایران داده شد.
سپس در سال ۱۳۱۳ قمری بستر رود هیرمند تغییر پیدا کرد و در ۱۳۲۳ قمری منجر به حکمیت «مکماهون» شد. با حکمیت مکماهون حدود مرزی دو کشور، نقشهبرداری و مساحی و خطی مرزی از کوه ملک سیاه تا سیاه کوه تعیین شد. بنابراین با تقسیم سیستان میان ایران و افغانستان، ساکنان آن خطه در دو سوی مرزهای سیاسی قرار گرفتند و از این زمان بر سر نحوە استفاده از آب هیرمند دچار اختلاف شدند.
