
محمدمهدی سیدناصری*
در جهان پرتنش معاصر، کودکان صرفاً ناظران خاموش رویدادهای بزرگ نیستند؛ آنان حساسترین گیرندگان پیامهای اضطراب، ناامنی و خشونتاند. سلامت روانی کودکان نهتنها مسئلهای فردی، بلکه معیاری مهم برای سنجش پایداری اجتماعی، انسجام فرهنگی و آینده انسانی یک کشور به شمار میرود. هر جامعهای که کودکانش احساس امنیت نکنند، در حقیقت بنیانهای فردای خود را متزلزل کرده است. تحولات نظامی و تنشهای منطقهای، حتی اگر در محدودههای جغرافیایی خاصی رخ دهند، از طریق رسانهها، گفتوگوهای خانوادگی و فضای اجتماعی، به سرعت به ذهن و روان کودکان نفوذ میکنند. تجربههای تاریخی ایران، از جنگ هشتساله تا فشارهای اقتصادی و بحرانهای محیطزیستی، نشان میدهد که ناامنی صرفاً به معنای خطر فیزیکی نیست؛ بلکه احساس نااطمینانی نسبت به آینده نیز میتواند فشار روانی گستردهای ایجاد کند. در چنین شرایطی، پرسش مهم این نیست که آیا کودکان از بحرانها مطلع میشوند یا نه؛ بلکه پرسش اصلی این است که آیا این آگاهی بهصورت سالم، هدایتشده و آرامبخش به آنان منتقل میشود یا از مسیر ترس و شایعه وارد ذهنشان میگردد.
