پلیس و آتش‌نشانی عمداً با تأخیر به سینما رکس آمدند!

وقتی اطلاعات مربوط به سینما رکس تجمیع می‌شود و به ویژه فرصتی که به حریق گسترده داده شده، بیشتر خود را می‌نمایاند، کمتر کسی است که درباره عدم انجام وظایف نهاد‌های مسئول به پرسش و تردید نرسد. هم از این روی است که هم در آن دوره و هم اکنون عده فراوانی بر این باورند که ساواک کارپرداز این آتش‌سوزی بود که دشمنی انقلابیون با هنر و سینما را به بدنه انقلابی جامعه نشان دهد. امری که تا هم اینک نیز ابواب جمعی رسانه‌ای سلطنت بدان دل خوش داشته‌اند!

وقتی اطلاعات مربوط به سینما رکس تجمیع می‌شود و به ویژه فرصتی که به حریق گسترده داده شده، بیشتر خود را می‌نمایاند، کمتر کسی است که درباره عدم انجام وظایف نهاد‌های مسئول به پرسش و تردید نرسد. هم از این روی است که هم در آن دوره و هم اکنون عده فراوانی بر این باورند که ساواک کارپرداز این آتش‌سوزی بود که دشمنی انقلابیون با هنر و سینما را به بدنه انقلابی جامعه نشان دهد. امری که تا هم اینک نیز ابواب جمعی رسانه‌ای سلطنت بدان دل خوش داشته‌اند!

جوان آنلاین: روز‌های اکنون تداعی‌گر فاجعه سینما رکس آبادان است که تا هم اینک دامنه تردیدافکنی درباره آن تداوم دارد. واقعیت این است که از این رویداد انقلابیون هیچ بهره‌ای نمی‌بردند، در حالی که ساواک می‌توانست آن را دستاویزی برای اتهام به طرف مقابل و ادعا‌های خود را مستند سازد. در مقال پی آمده و به مدد پاره‌ای روایت‌ها و تحلیل‌ها این امر و شواهد مربوط بدان مورد بازخوانی قرار گرفته‌اند. امید آنکه تاریخ پژوهان انقلاب اسلامی و عموم علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید.  

ساواک مسئله را شفاف نکرد تا مردم در سردرگمی بمانند

پروین کاشانی‌زاده از اهالی شهر آبادان، به هنگام روی‌دادن واقعه سینما رکس است. او بعد‌ها در این‌باره کتابی منتشر کرد که در زمره منابع مطالعاتی این واقعه به شمار می‌رود. وی طی گفت‌و‌گویی، دیده‌ها و شنیده‌های خود از این حریق مرگبار و پیامد‌های آن را اینچنین بیان داشته است:

«آنطور که پرونده‌های موجود نشان می‌دهند، بیشتر کسانی که در این سینما کار می‌کردند، ساواکی بودند! سینما رکس یک سینمای درجه ۲ در آبادان بود و امکانات ایمنی خیلی ضعیفی داشت، ولی در عین حال شیک بود و در مرکز شهر قرار داشت. در مقابل آن هم کافه آهنگ بود و در مجموع، موقعیت جوان‌پسندی داشت. مردم آبادان هم، فیلم‌های خاصی را به طور خانوادگی تماشا می‌کردند. برای دیدن همه فیلم‌ها خانوادگی نمی‌رفتند. وقتی در سرتاسر آبادان عنوان شد که بهروز وثوقی در فیلم گوزن‌ها بازی کرده و این فیلم ضدرژیم است، خیلی در میان مردم صدا کرد و محال بود که خانواده‌ای، برای دیدن آن به سینما نرود. در مصاحبه با خانواده‌ها معلوم شد که اکثر شهیدان روزه بودند و به همین دلیل بعد از افطار و برای سانس دوم فیلم رفتند. سانس اول خلوت بوده و اکثراً مجرد‌ها برای دیدن فیلم رفته بودند، اما سانس دوم خانوادگی بود و آتش‌سوزی هم در همان سانس اتفاق افتاد. معلوم نیست چرا اصرار داشتند که آن موقع سینما را آتش بزنند. تا آن موقع بعضی از سینما‌های دیگر را هم در کشور آتش زده بودند، مثلاً در کرمان و مشهد، اما آن‌ها خالی از مردم بودند. همان شب که این اتفاق افتاد ما از کوچه و خیابان صدای جیغ و گریه شنیدیم. برای همه سؤال بود که چرا از هر طرف صدای شیون و زاری می‌آید! اول کسی باور نمی‌کرد که سینما رکس آتش گرفته باشد، چون چند شب قبل از آن هم شایعه شده بود که می‌خواستند سینما سهیلا را آتش بزنند، اما کم‌کم بوی سوختگی مشمئزکننده گوشت، چربی و پلاستیک تمام شهر را پر کرد! سرعت آتش‌سوزی طوری بود که حتی فردی که روی صندلی نشسته و دستش روی پیشانی‌اش بوده در همان حالت سوخته بود، یا خانم‌های بارداری بودند که جنین‌های‌شان از شکم‌شان بیرون آمده بود! فقط ۱۰ یا ۱۲ نفر توانستند زنده از سینما بیرون بیایند که همان موقع سه نفر از آن‌ها را ساواک دستگیر کرد. مردم آبادان بعد از این اتفاق خیلی ضربه خوردند. وقتی این اتفاق افتاد، آبادان ماتم‌سرا شد. مردم واقعاً آن موقع غصه‌دار بودند. بر سر هر خیابان یک حجله بود و غریبه و آشنا در آبادان یک‌دست سیاه‌پوش شدند. تا یک‌سال حتی با پیروزی انقلاب و بعد از آن در هیچ محله‌ای جشن عروسی برگزار نمی‌شد! هر کسی می‌خواست عروسی بگیرد، دور از چشم دیگران دختر و پسرش را بدون جشن و پایکوبی عقد می‌کرد. شفاف‌نکردن این مسئله از طریق ساواک و شایعاتی که درباره مسببین آتش‌سوزی پشت هم ایجاد می‌شد، نوعی تشکیک و سردرگمی در میان مردم به وجود آورد. مردم آبادان هنوز هم با همان شک و تردید‌ها زندگی می‌کنند.» 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *