
به گزارش خبرآنلاین روزنامه همشهری نوشت: افزایش شتابان پایه پولی و نقدینگی، نشانهای از ناترازی بانکها، کسری بودجه سنگین دولت و فشارهای انباشته بر اقتصاد است؛ روندی که در نهایت خود را در ناتراز شدن دخل و خرج مردم، کوچکتر شدن سفره خانوارها و افت قدرت خرید نشان داده است.
در کنار این عوامل ساختاری، اقتصاد ایران طی یک سال گذشته با 2 جنگ تحمیلی و پیامدهای اقتصادی ناشی از آن نیز روبهرو بوده است. این رخدادها با افزایش نااطمینانی، تشدید انتظارات تورمی، اختلال در برخی زنجیرههای تأمین، افزایش هزینههای مبادلات، فشار بر بازار ارز و بالا رفتن ریسک فعالیتهای اقتصادی، به موج تورمی موجود دامن زدهاند. هرچند ریشه اصلی تورم همچنان در متغیرهای پولی، رشد نقدینگی، پایه پولی، کسری بودجه و ناترازی نظام بانکی جستوجو میشود، اما شوکهای ناشی از جنگ نیز روند افزایش قیمتها را تشدید کرده و سرعت انتقال تورم به معیشت خانوارها را افزایش داده است.اکنون پرسش اصلی این است که آیا دولت و بانک مرکزی با اجرای سیاستهای پولی و مالی منضبط، اصلاح شبکه بیز تحتتأثیر قرار خواهد داد. اکنون مهمترین پرسش این است که آیا دولت و بانک مرکزی با اجرای اصلاحات ساختاری میتوانند موتور تورم را خاموش کنند یا اقتصاد ایران همچنان در چرخه تورمهای بالا گرفتار خواهد ماند.
دولت چه کند؟
اقتصاددانان معتقدند، مهار تورم تنها با کنترل قیمتها امکانپذیر نیست. نخستین گام، برقراری انضباط مالی و کاهش کسری بودجه است. همزمان باید رشد پایه پولی و نقدینگی تحت کنترل قرار گیرد و بانک مرکزی از تأمین مالی مستقیم یا غیرمستقیم کسری بودجه دولت فاصله بگیرد.اصلاح ساختار شبکه بانکی، جلوگیری از اضافه برداشت بانکها، افزایش استقلال بانک مرکزی، مدیریت انتظارات تورمی، ثباتبخشی به بازار ارز و حمایت از تولید از دیگر اقداماتی است که میتواند مسیر بازگشت ثبات به اقتصاد را هموار کند.
17302
