
اقتصاد۲۴، مریم بهنام راد- خصوصی سازی در ایران در دهه ۸۰ روندی جدی به خود گرفت، تا جایی که از اوایل این دهه ابلاغ سیاستهای کلی اصل ۴۴ و الزام دولت مبنی بر واگذاری بنگاههای دولتی سبب شد تا واگذاریها شتاب بیشتری به خود بگیرد.
اما این روند در همان سالهای ابتدایی بود که قصد قدرت نمایی و تصویر سازی از یک اقتصاد خصوصی را ترسیم کرد، اما هیچ نتیجهای بر جای نگذاشت و اکنون بیش از ۲۰ سال از قدمت سازمان خصوصی سازی میگذرد، اما کارنامه آن هر روزناامیدتر از گذشته میشود.
اگرچه طبق قانون هدف خصوصی سازی و تشکیل چنین سازمانی، افزایش بهرهوری عوامل انسانی در بنگاههای اقتصادی، افزایش کیفیت کالای تولیدشده، بهبود سرمایهگذاری و سرمایهگذاری مجدد در بنگاهها و بهبود وضع مدیریت بنگاهها است، اما تجربه این سالها نشان میدهد اصل ۴۴ و سیاست خصوصی سازی در عمل بیراهه میرود و تفاوت زیادی را با واقعیت این اصل اجرایی کرده است.
به تازگی حسین قربان زاده از ریاست سازمان خصوصی سازی برکنار شد. پایان حدود ۲۲ ماه مسئولیت قربان زاده در سازمان خصوصیسازی، ابهاماتی را در پی داشت که شاید یکی از آن به موضوع واگذاری باشگاه استقلال بر میگردد.
اما واقعیت در ضعف روند خصوصی سازی چیست؟ چرا هر گاه موضوع خصوصی سازی و واگذاری امور به بخش خصوصی به طور جدی و واقعی مطرح می شود، جدال ها و اختلاف نظرها علنی شده و در نهایت در یک بازه زمانی، طرح مطرح شده متوقف می شود! این مسکوت ماندن ها و ابهامات در اجرای خصوصی سازی ها چقدر می تواند به زیان اقتصاد کشور باشد؟!
