06 / 02 /1403
خبرگزاری علم و فناوری آنا_ نادیا عابد؛ استرس و نگرانی در چهره هایشان مشخص بود، خانوادهها یکی یکی فرزندان را راهی آزمون میکردند، یکی میگفت که برو بابا جان دعای خیرم همرات، آن یکی پیشانی دخترش را میبوسید و با در آغوش کشیدن فرزندش سعی در کاهش دلهره داشت، خانم مسن دیگری تسبیح به دست صلوات میفرستاد و …
وارد دانشگاه شدم تک تک داوطلبان در صف بازرسی قرار داشتند و میگفتند: خدایا یعنی برای ما هم خواستی؟ ما هم داریم دانشجو میشیم؟ مراقبان در حیاط قدم میزدند و با خوشحالی کنکوریها را راهی جلسه آزمون میکردند.
جلوگیری از تقلب با بازرسی داوطلبان
اندکی گذشت، ساعت حوالی حدود ۸ بود ماشینی نزدیک شد، متوجه شدم سوالات کنکور در بسته بندی و کاملا محافظت شده قرار است میان داوطلبان توزیع شود، استرس کنکوریها بیشتر شد، طوری که دل در دلشان نبود، اما در آن میان یادشان نرفته بود که هم دیگر را هم دعا کنند، با در آغوش کشیدن یکدیگر دونه دونه از قسمت بازرسی و تحویل وسایل شخصی عبور میکردند تا وارد سالن شده و روی صندلیهای خود مستقر شوند.
