اما داستان به این حمله ختم نشد و تقریبا سه روز بعد، سازمان تجارت دریایی انگلستان در توییتر خبر از حمله دیگر به کشتی تجاری در نزدیکی سواحل الفجیره امارات را داد که از همان ابتدا انگشت اتهام مقامات رژیم صهیونیستی و کشورهای همسو، به سمت ایران گرفته شد و حتی برخی از رسانهها مدعی سرقت کشتی و انتقال آن به آبهای ایران را شدند!
اما پرسش اصلی این است، این تنشها آنهم در روزهایی که ایران دوران گذار و تغییر دولت را سپری میکند به سود کدام کشور است؟ و کدام کشور به دنبال گرفتن ماهی از آبهای خلیج فارس است؟ کدام رژیم به دنبال توجیه حضور خود نظامی و اقتصادی خود در خلیج فارس است؟
برای پاسخ به پرسشهای فوق باید اندکی به عقب بازگشت و زمانی را به یاد آورد که برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس اقدام به عادی سازی روابط با رژیم صهیونسیتی کردند. این موضوع از همان ابتدا علاوه بر جنبههای مثبت سیاسی برای رژیم صهیونسیتی، انگیزههای اقتصادی نیرومند نیز در پشت پرده داشت. اولین مورد آن قرارداد نفتی انتقال نفت امارات به اسرائیل از طریق خط لوله نفتی ایلات-اشکلون است و جالب آنکه این خط لوله پیش از انقلاب اسلامی ایران بصورت مشارکتی توسط رژیم شاهنشاهی و اسراییل ساخته شده بود. یا میتوان به تلاشهای تعداد زیادی از شرکتهای بازرگانی و تولید اسرائیلی اشاره کرد که به دنبال ایجاد دفاتر و بنگاههای تولیدی در دوبی و ابوظبی هستند.
