۱۳۹۶/۰۳/۳۰ ۱۲:۵۷

ماجراي خلقت انسان و نحوه آگاهي شيطان و كشاندن شان به عصيان را بايد اين گونه تبيين كرد:
محضري كه شيطان از آن رانده شد، محضر علم و شهود و محضر حق متعال بود در چنين محضري خداي متعال طرح تفصيلي خلقت آدم با همه سرگذشت هايش را با قلم تقديرش نگاشته و تصوير روشني از گل سرشت انسان بر پرده سينمايي كه به وسعت عالم بود به نمايش گزارده بود.
شيطان با ملائك مي زيست و در عالم مجردات سير مي كرد، پس اگر بگوييم علم شيطان به وجود انسان اكتسابي نبود، سخني بر حق گفتيم، زيرا وقتي موجودي همپاي ملائك در عالم مجردات و نزد حضرت حق سر به فرمان داشت، او نيز شاهد اين طرح عظيم و خود نمايان (كه موجب فخر خلايق شد) بود شاهد مثالش اين آيه شريف است:
“وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ”(1)
(به خاطر بياور) هنگامي را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روي زمين، جانشيني [نمايندهاي] قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند: پروردگارا! آيا كسي را در آن قرار ميدهي كه فساد و خونريزي كند؟! (زيرا موجودات زميني ديگر، كه قبل از اين آدم وجود داشتند نيز، به فساد و خون ريزي آلوده شدند. اگر هدف از آفرينش اينه از امام باقر(ع) نقل شده، تفسير عميق تري براي اين چهار جهت ديده ميشود، آن جا كه ميفرمايد: منظور از آمدن شيطان به سراغ انسان از” پيش” رو اين است كه آخرت و جهاني را كه در پيش دارد در نظر او سبك و ساده جلوه ميدهد، و منظور از” پشت سر” اين است كه آن ها را به گرد- آوري اموال و تجمع ثروت و بخل از پرداخت حقوق واجب به خاطر فرزندان و وارثان دعوت ميكند، و منظور از” طرف راست” اين است كه امور معنوي را به وسيله شبهات و ايجاد شك و ترديد، ضايع ميسازد، و منظور از” طرف چپ” اين است كه لذات مادي و شهوات را در نظر آن ها جلوه ميدهد.(5)
البته همانطور كه ذيل آيه 30 بقره مفسران آورده اند
پي نوشت ها :
1. سوره بقره،آيه 30.
2. ر ك، ترجمه تفسير الميزان، موسوي همداني محمد باقر، قم، انتشارات اسلامي، سال 1374 ه ش، چاپ پنجم، ج1، ص 178 و رك،مكارم شيرازي ناصر، تفسير نمونه، تهران، انتشارات اسلاميه،سال 1374 ه ش، چاپ اول، ج1، ص 174.
3. سوره اعراف،آيه 17.
4. ترجمه تفسير الميزان پيشين، ج1، ص 178.
5. تفسير نمونه پيشين، ج6، ص 110.
شيطان با ملائك مي زيست و در عالم مجردات سير مي كرد، پس اگر بگوييم علم شيطان به وجود انسان اكتسابي نبود، سخني بر حق گفتيم، زيرا وقتي موجودي همپاي ملائك در عالم مجردات و نزد حضرت حق سر به فرمان داشت، او نيز شاهد اين طرح عظيم و خود نمايان (كه موجب فخر خلايق شد) بود شاهد مثالش اين آيه شريف است:
