پس از دیدن «آقا» آرام و قرار نداشتم!

از در که تو آمدیم، از اتاق برای پیشوازمان بیرون آمد. ما به هم رسیدیم. من جذب چهره آقا شدم. زابلی‌ها سید خیلی دوست دارند. آقا هم جوان بودند و خیلی قشنگ! آمدند دست را گذاشتند روی سر من و پیشانی‌ام را بوسیدند! به طوری که این طرف صورتم چسبید به لباس ایشان. دستی هم به سرم کشیدند و من را بیچاره کردند! دیگر آرام و قرار نداشتم و هنوز هم ندارم!

از در که تو آمدیم، از اتاق برای پیشوازمان بیرون آمد. ما به هم رسیدیم. من جذب چهره آقا شدم. زابلی‌ها سید خیلی دوست دارند. آقا هم جوان بودند و خیلی قشنگ! آمدند دست را گذاشتند روی سر من و پیشانی‌ام را بوسیدند! به طوری که این طرف صورتم چسبید به لباس ایشان. دستی هم به سرم کشیدند و من را بیچاره کردند! دیگر آرام و قرار نداشتم و هنوز هم ندارم!

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *