نیما همواره مشغول نوشتن بوده است. در ابتدا بیشتر نوشتههایش را پاره میکرده، ولی از یک زمانی دیگر تصمیم میگیرد نوشتههایش را نگه دارد.
«بعد از مرگ من خانه یوش من خراب میشود، سهم جنگل را پسرعموهای من میخورند. نه کسی را دارم علاقهمند، یعنی دریابد که کدام شارلاتان نمیآید نوشتجات مرا در ببرد ماخوذ به حیا نشده به دست آنها نمیدهد، نه مرا فرزندی باشد برومند. من میمیرم و آثار شلوغ و درهم و برهم من میماند و از بین میرود. به من زمان زندگی من کمک نکرد که بتوانم با آرامش کارم را بکنم.»
نیما در صفحات ابتدایی کتاب «یادداشتهای روزانه نیما یوشیج» که به کوشش شراگیم یوشیج و نشر مروارید منتشر شده، در بخشی از یادداشتهایش برای سرنوشتِ نوشتههایش بعد از مرگ اینها را نوشته است. به گواهی دستنوشتههای خود شاعر و شاهدان عینی و دوستان و کسانی که از نزدیک او را میدیدند و میشناختند، نیما همواره مشغول نوشتن بوده است. در ابتدا بیشتر نوشتههایش را پاره میکرده، ولی از یک زمانی دیگر تصمیم میگیرد نوشتههایش را نگه دارد. در گوشه و حاشیه ورقههایی که شعر مینوشته، هر وقت چیزی به ذهنش میرسیده که مهم میدانسته برای نوشتن، عنوان «یادداشت» را بالای آن میگذاشته و مطلبش را مینوشته. مجموعه این یادداشتها و دستنوشتهها که در طول سالیان تعدادی از آنها منتشر شده، به شناخت بیشتر و دقیقتر نیما کمک میکند.
