02 مرداد 1398 – 15:05
34 ساله ام و یک پسر سه ساله و دختری یک ساله دارم. با وجود تحصیلات دانشگاهی، درگیر ازدواج ناخواسته ای شدم. منظورم این است که خانوادهام برای ازدواج من بسیار اصرار داشتند اما نه با پسر مورد علاقه خودم.

روزنامه خراسان در صفحه مشاوره خود نوشت: گاهی فکر میکنم کاش لااقل همسرم از نظر فکری به من نزدیک بود. ما یا در حال بحث و دعوا هستیم یا هیچ حرفی باهم نمیزنیم.
من پیش از ازدواج به پسری علاقهمند بودم اما خانوادهام به دلیل موقعیت مالی او کاملا با این ازدواج مخالف بودند. حالا پس از شش سال از زمان ازدواجمان، ماه پیش این آقا را اتفاقی دیدم و به یاد گذشتهها افتادم. پیش از اینکه او را بعد از سالها ببینم، همواره به او فکر میکردم. این روزها دعوا و مشکلاتی که با همسرم دارم و از طرفی فراموش نکردن آن فرد مرا دچار عذاب وجدان کرده است.
پاسخ مشاوره
کاملا مشخص است که اong>درگیر خیال و رویا نشوید
درگیر خیالات و رویاسازی در خصوص آن فرد و زندگی با این آقا نباشید و در عالم منطق و واقعبینی فکر کنید چرا که شما آن خانم مجرد سالهای پیش نیستید. گاهی مجموع باورها و افکاری که ما درباره موضوعات مختلف از جمله رابطه با همسرمان داریم باعث ناکام شدنمان در زندگی میشود نه خود واقعی و ویژگیهای طرف مقابل، به همین دلیل حتما لازم است در این زمینه از متخصص کمک بگیریم. برخلاف باور عموم، خوشبختی و رضایت زناشویی چیزی نیست که ناغافل نصیب ما بشود بلکه برای داشتن رابطه خوب و صمیمی باید مهارتهایی را در حوزه ارتباط موثر، زناشویی و مدیریت هیجان کسب کنید و در کنار آن کارآمدی افکار و باورهایمان را به چالش بکشیم و باور داشته باشیم که رابطه خوب ساختنی است.
انتهای پیام
