
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، دراگو اشتامبوک، پزشک، شاعر و سیاستمدار اهل کرواسی زندگی جالبی داشته و سخنانش از تجربه زیسته، دربرگیرنده موضوعاتی درباره پزشکی، شعر و شاعری و سیاست است. اینچهره کروات در گفتگویی با سروش صحت در برنامه تاکشوی «اکنون» در فضای مجازی از زندگی چندوجهی خود گفت؛ مسیری که شامل پزشکی، دیپلماسی و شعر میشود.
اشتامبورگ در ابتدا گفت: وقتی بچه بودم، معصوم و ساده دنیا را میدیدم و سعی میکردم بفهمم چهچیزهایی در دنیا اتفاق میافتند. یادم هست کلاس دوم ابتدایی بودم و معلم از ما خواست بنویسیم وقتی بزرگ شدیم میخواهیم چه بشویم. من نوشتم میخواهم دکتر بشوم، دلیلش را دقیق نمیدانستم، اما گفتم برای اینکه میخواهم به مردم کمک کنم. پدرم این فکر من را پسندید. روز امتحان پزشکی، پنج یا شش هزار نفر امتحان میدادند و فقط من با پدرم آمده بودم. امتحان باید سه تا چهار ساعت طول میکشید، ولی من بعد از یک ساعت بیرون آمدم. روز بعد فهمیدم که نفر اول امتحان شدهام. پدرم از خوشحالی نمیتوانست جلوی خودش را بگیرد و به همه میگفت پسرم نفر اول شده است. همان موقع اولین بار از پدرم جدا شدم و رفتم دانشکده فلسفه تا فلسفه و تاریخ هنر بخوانم؛ شاید این آرزوی پنهفت: رئیس جمهور کرواسی سال ۱۹۹۱ به لندن آمد، کسی را فرستاد که سفرش را سازماندهی کند. من را به او معرفی کردند، بعد از دو روز سفرش تمام شد و در مراسم خداحافظی به من گفت تو کار فوقالعادهای برای کرواسی انجام دادی. چرا رسماً این کار را انجام نمیدهی؟ میخواهم نماینده دولت کرواسی باشی، اما من قبول نکردم. دلیلش این بود که کار پزشکیام بسیار زیاد بود، بیماران هپاتیت و ایدز داشتم و پیشگام در تحقیقات واکسن بودم. گرچه نتایج اولیه کافی و موفق نبود، اما درمان سهگانه بیماران بسیار مؤثر بود. اینتجربه بعدها در مصر به من کمک کرد، جایی که یکی از مقامات ردهبالای اتحادیه عرب بیمار هپاتیت بی داشت و تخصص پزشکیام باعث شد بتوانم کمک کنم و روابط دوستانهای برقرار کنم.
