دی سال 1398 دختر جوانی با مراجعه به کلانتری قائم از ناپدید شدن مادر 50 سالهاش خبر داد.

به گزارش سیتنا، او در تشریح ماجرا به مأموران گفت: صبح که از خانه خارج شدم تا به محل کارم بروم پدر و مادرم در خانه بودند اما ظهر که به خانه برگشتم دیدم مادرم نیست و چند قطره خون هم روی در و دیوار دیدم. همان موقع از پدرم، سراغ مادرم را گرفتم. او ابتدا جواب درستی نداد و بعد که دید من خیلی پیگیر هستم گفت دعوا کردیم و من نتوانستم خودم را کنترل کنم و با چاقو او را کشتم و بعد هم جنازهاش را در اطراف لواسان رها کردم و برگشتم.
