
پیش از آنکه چشم به گنبدهای کربلا برسد، پرچمهای سرخ افق را پر میکنند؛ پرچمهایی که برای زائران، روایت خونهای بهناحقریخته و عهدی ناتمام با حقیقتاند.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب آزاد: هنوز هوا کاملاً روشن نشده بود که جاده، رنگ خودش را پیدا کرد؛ نه رنگ خاکستری آسفالت، نه سفیدی کفشهای زائران و نه سیاهی چادر زنانی که آرامآرام از نجف دل میکندند. پیش از آنکه خورشید از پشت نخلها سر برآورد، سرخی پرچمهایی که در امتداد مسیر قد کشیده بودند، چشم را میگرفت؛ انگار شب، آخرین ستارههایش را جمع کرده و به جای آن، صدها تکه سرخ بر فراز جاده آویخته بود.
باد آرام میوزید و پارچهها، بیآنکه خسته شوند، با هر وزش جان میگرفتند. صدای برخوردشان با هوا، شبیه ورق خوردن کتابی قدیمی بود؛ کتابی که هر سال، میلیونها نفر برای خواندن فصل تازهاش به این جاده میآیند.
