اگرچه جنگ فروکش کرده، اما هنوز زخمهای نشسته بر تن بناهای تاریخی التیام نیافته و برای میراث فرهنگی سرآغاز آزمونی دشوار برای مرهم گذاشتن روی این جراحتهای تاریخی است.
اگرچه جنگ فروکش کرده، اما هنوز زخمهای نشسته بر تن بناهای تاریخی التیام نیافته و برای میراث فرهنگی سرآغاز آزمونی دشوار برای مرهم گذاشتن روی این جراحتهای تاریخی است.
از قلعه فلکالافلاک در لرستان تا بناهای تاریخی آذربایجان شرقی و اصفهان، مدیران میراث فرهنگی استانها حالا از مرحلهای تازه سخن میگویند؛ مرحلهای که در آن، مرمت باید پیش از هر چیز، حافظ اصالت بناها باشد؛ زیرا تاریخ را نمیتوان دوباره ساخت، فقط میتوان آن را با دقت حفظ کرد.
آثار تاریخی برخلاف ساختمانهای معمولی، تنها مجموعهای از آجر و سنگ نیستند و هر ترک روی دیوار یک مسجد، هر شکستگی بر کاشیهای یک بنای تاریخی و هر لرزش در سازه یک موزه بخشی از روایت چند صد ساله یک ملت را تهدید میکند. بنا بر گفته کارشناسان میراث فرهنگی از همین رو بازسازی این بناها تنها یک پروژه عمرانی نیست؛ مأموریتی فرهنگی است که به دانش مرمت، صبر و برنامهریزی دقیق نیاز دارد زیرا اگر امروز تصمیمی نادرست گرفته شود، شاید آسیب آن از خود جنگ ماندگارتر باشد.ارزیابیهای اولیه وزارت میراث فرهنگی و تیمهای کارشناسی در روزهای پس از پایان جنگ، ابعاد گستردهای از خسارتها را آشکار کرد؛ خسارتهایی که از آسیب به موزهها و کاخهای تاریخی تا آسیب به بافتهای تاریخی و بناهای ثبت ملی را در بر میگیرد.
بر اساس گزارشهای رسمی وزارت میراث فرهنگی، مهمترین مراکز آسیبدیده شامل مجموعه میراث جهانی کاخ گلستان، مجموعه فرهنگی ـ تاریخی سعدآباد و ۱۴ موزه آن، کاخ جهانی چهلستون اصفهان و دهها بنای تاریخی در استانهای تهران، اصفهان و کردستان و مجموعهای از موزهها و بناهای ثبت ملی است که عمدتاً بر اثر موج انفجار، شکست شیشهها، آسیب به تزئینات و بخشهایی از سازهها دچار خسارت شدند.
