
محمدعلی بهمنی در ارتفاع شکوهناک فروتنی بود، شاعری که «به شب نشینی خرچنگهای مردابی» هرگز تن نداد و نمیدانست؛ در جهان جنگ وتباهی «چگونه رقص کند ماهی زلالپرست» او بارها جنگ و بمباران را نکوهش کرده بود و برای کودکان غزه اشک ریخته بود.
خبرگزاری میزان – شاعر که کوچ میکند، برگی از شجره فرهنگ جامعه به مرکب باد خزان نشسته و به سوی معبود به پرواز درمیآید.
شاعر که کوچ میکند در غم فراغش به درگاه اشعارش میایستیم تا خانه دفتر سیاه زندگی را سپید کنیم.
شاعر که کوچ میکند، رستاخیز کلمات موزون است، طوفان هجاها و صامتها، تلی از واژه، حجمی از قوافی و سطحی ردیف از آینه، سوگوار است!
محمد علی بهمنی شاعر سرودهای عاشقانه نسل ما بود. او از عشق میگفت و فقدان عشق را فریاد میزد. بهمنی با شعر و ترانههایش ادبیات و فرهنگ ایران را از ادبیات مهجور مانده به آیندگان صادر میکرد!
او صادر کننده سخن بود.
