28 / 08 /1404
در سرمای نیمهشب پاییزی، هنگامی که ساعت از دوازده گذشته بود، «ترمینال سلام» فرودگاه امام خمینی (ره) به صحنهای از اشک، لبخند و دعا تبدیل شد. خانوادهها آمده بودند تا بدرقهگر دانشجویانی باشند که رهسپار سرزمین وحی میشدند؛ جوانانی که دلهایشان از شوق زیارت خانه خدا میتپید و لبهایشان با ذکر لبیک ترنم داشت.
به گزارش خبرگزاری آنا، هوا سرد است، ولی فضا گرمی خاصی دارد. صدای کاروان در میان همهمه مسافران بلند میشود؛ اسامی را صدا میزنند، گذرنامه و کارتهای شناسایی بین دستها میگردد و چمدانها با دلهره و اشتیاق بسته میشود.

هر دانشجو داستانی دارد، یکی برای نخستین بار دل به سفر سپرده و دیگری با اشک شوق خداحافظی میکند. در گوشهای، خواهری در آغوش برادرش میگرید و در گوشهای دیگر پدری به دختر جوانش قوت قلب میدهد: «دعا کن دلمان آرام گیرد.» در ازدحام جمعیت، عشق و ایمان درهمتنیدهاند، صدای صلوات در هوا پراکنده است. هرکسی به نوعی دل کندن را تمرین میکند؛ دل کندن از خانواده، از عادت، از روزمرگی و رفتن به دل آرامش جاودان.
