سالها از دورهای که انسان پرسهزن وارد سینمای جهان شد میگذرد. انسانی با سبک زندگی خاص که خاستگاهی فرانسوی دارد. ستون مخاطب خاص در قسمت جدید خود به ویژگیهای این شخصیت میپردازد و سراغ دو فیلم با محوریت پرسهزن میرود.
سوره سینما – محمدرضا نوروزبیگی : در سالهای پس از جنگ جهانی دوم بارقههایی از شخصیت پرسهزن در سینمای ایتالیا مشاهده میگردد. اما نمونهها و الگوهای اصلی زمانی نمایان میشود که فیلمسازان یا بهتر بگوییم منتقدان فرانسوی آمال و آرزوی خود را در فیلمهای ایتالیایی مشاهده میکنند. زمانی که رئالیسم با رویکرد موج نو در فرانسه جان میگیرد.
رویکرد این منتقدان فیلمساز شده فرانسوی چه بود؟ چه محرک موج نو را تاثیرپذیری از روسلینی[۱] و سینمای ایتالیا و نوعی اراده در بازنمایی واقعیت بپنداریم و چه محرک آن را نبود امکانات و شرایط بد اقتصادی برای فیلم ساختن فیلمسازان جوان در نظر بگیریم مهم این است که در تعریف مفهوم پرسهزن موثر بوده است. شاید بتوان هدف آنها را از پس جملهای که گدار به رائول کوتار فیلمبردار از نفس افتاده میگوید دریافت: ” فکر کنید که فیلمبردار در اینجا گزارشگری است که پرسوناژها را دنبال میکند.” گزارشگری که شخصیت را گزارش کند، شهر را گزارش کند و در گشت و گذارهای پرسهزن همراه او باشد. اگر مصداق پرسهزن در ابتدای پیدایش، افرادی از طبقه مرفه جامعه بودند، افرادی که درآمد و ثروت بیشتری نسبت به سایر مردم داشتند ، در سینما اما شاهد دو مصداق متفاوت از این مفهوم هستیم. دسته اول انسانهای خوشگذران ثروتمندی که هدفشان از پرسهزنی در شهر فقط پر کردن وقت و لذت بردن از ویژگیها و امکانات آن است و یا دچار یک نوع دغدغه مندی خارج از عرف هستند و دسته دوم انسانهای افسرده و تنها که عموما وضع اقتصادی بدی دارند. در فیلمهای بسیاری از تاریخ سینما اگر نگوییم کاملا، حداقل در بخشی از آن، شاهد حضور این شخصیت با تعدادی از ویژگیهایش بودهایم که نام بردن از آنها لیست بلند بالایی را میطلبد اما فیلم الگو و نمونه برای مصداق اول از مفهوم پرسهزن که هم، زمان زیادی از تولید آن نگذشته باشد و هم جنبههای مختلف این شخصیت در درونش موجود باشد «نیمه شب در پاریس»[۲] به کارگردانی وودی آلن است.
