
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، از نهم اسفند، زمان دیگر به گونهای که میشناختیم نمیگذشت. گویی ساعتها در حصاری از سکوتی سنگین گرفتار شده بودند؛ نه تندیِ روزهای عادی را داشتند و نه کندیِ روزهای منتظر. حالتی عجیب بر تار و پود این مرز و بوم نشست؛ گویی تمام دنیا، در یک لحظه، چون آواری خروشان بر سر ما ریخت. در آن لحظه، دیگر نیازی به آوار دشمن نبود؛ چرا که سنگینیِ فقدان، هر چه بود، بیش از آن بود. خبر رفتنِ پدرترین پدر دنیا درست در روزهایی رسید که سفرههای کرامت حضرت حق گسترده بود و ما در سایهسارِ فیض رمضان بودیم. تضادِ عجیبی بود؛ صدای اذان و تکبیرات برای شادیِ معنوی میپیچید، اما در دل ما، غمی نشست که هیچ فریادی نمیتوانست آن را بیرون بکشد.

وقتی آسمان بر سرمان فرود آمد
در روانشناسنخبگان؛ از حزن به تکلیف
در فلسفه اندیشه، غم باید به تولید تبدیل شود. اگر ما امروز از این فقدان سخن میگوییم، برای این است که بدانیم مرگِ یک رهبر، به معنای پایانِ راه نیست، بلکه به معنای آغازِ «مسئولیتِ جمعی» است. اینجا جایی است که باید به نخبگان، فرهیختگان و دانشگاهیان ایران زمین خطاب کنیم؛ شما که در فضاهای دانش و پژوهش هستید، باید بدانید که جای خالی این قامت، نباید با اشکهای بیهدف پر شود، بلکه باید با «تولید اندیشههای استراتژیک» و «علم متعهد» پر گردد. رسالت شما در این دوران، تبدیل «دانش» به «دیوار دفاعی» است. دانشگاه نباید تنها مکانِ دریافت مدرک باشد؛ باید به کانونِ «اندیشگیِ مقاومتی» تبدیل شود. اگر آقا میخواست ما به قله برسیم، ابزار رسیدن به آن قله در دست شماست: «علمی که در خدمتِ حق باشد و تفکری که در خدمتِ خلق».
منبع:ایکنا
