۱۲:۴۵ – ۰۳ شهريور ۱۴۰۵
پدر خسته از سر کار به خانه برمیگردد، سفرهای که با زحمت او پهن شده آماده است، اما کودک چیزی فراتر از نان و امکانات میخواهد.
باشگاه خبرنگاران جوان – صدای کلید در قفل میپیچد و خستگی یک روز کاریِ سنگین، همراه با بابا وارد خانه میشود. مهدی با شوق به سمت پدر میدود تا کاردستی جدیدش را نشان دهد، اما پدر، خسته از دغدغههای اقتصادی و فکر اجارهخانه و مخارج ماه بعد، دست نوازشی سرسری بر سرش میکشد و میگوید: «برو بابا جان، بگذار یک لحظه خستگی درکنم.»
مهدی آرام عقب مینشیند. خانه گرم است، سفره پهن است و همه چیز فراهم؛ اما در آن لحظه، جای خالی یک چیز بیشتر از همیشه به چشم میآید؛ حضور کامل پدر.
این روایت، قصه یک خانه خاص نیست؛ تصویری است از خانوادههایی که در آن پدر، ساعتهای طولانی بیرون از خانه برای تأمین هزینههای زندگی تلاش میکند و وقتی به خانه میرسد، خستگی و دغدغههای مالی اجازه نمیدهد آنطور که باید کنار فرزندش باشد. اینجاست که یک سؤال مهم شکل میگیرد؛ آیا نانآوری میتواند جای حضور عاطفی پدر را بگیرد؟
