شورش یک «کارگزار» – محمد قوچانی- علیه جبهه اصلاحات و پدرسالار آن در زمانی اتفاق افتاد که به اذعان او اصلاحطلبان با اخلاقی «بلشویکی و شبیه مجاهدین خلق» و با سوار شدن ناجوانمردانه بر موج آشوب پاییزی، یک زن را با مهندسی نرم و اشارت و وصایت خاتمی، رئیس جبهه اصلاحات کردند. حذف بهزاد نبوی از چهرههای سنتی اصلاحطلبان در این شورش از عوامل اصلی است. نبوی گفته است اصلاحطلبان پس از آشوب پاییزی کار نظام را تمام شده میدانستند و نگران بودند سرشان بیکلاه نماند
شورش در فصلی که پدرسالار، خود در برگریزان پاییزی حیات سیاسیاش بهسر میبرد، علیه «وصایت و اشارت» پدرسالار که بعداً با عناوین دیکتاتورمآب برای رهبر اصلاحات تکمیل میشود، از سالها قبل آغاز شد، اما آشوب پاییزی پارسال و انتخابات زمستان امسال به این شورش جهت تازهای داده است. محمد قوچانی امروز با آنچه علیه خاتمی و حزب اتحاد ملت نوشته است، و آنها را سوءاستفادهگرانی از جنبش مهسا (آشوب پاییزی) مینامد، که به حزب کارگزاران از پشت خنجر زدهاند، درواقع از شورش خود و حزبش علیه جبهه اصلاحات، رونمایی تازهای کرده است. گویا اصلاحطلبان مطلوبشان همان پاییز آشوبی یا تکرار پاییزی آنچنانی است که از آن انتظار براندازی کشیدهاند و میکشند! اگر او مینویسد خاتمی و سه کارپردازش یعنی امینزاده، اصغرزاده و میردامادی، بلشویکهایی هستند که کارشان تهمتزدن به هر اصلاحطلبی است که خلاف «پولیتبوروی» فاتحان آذر منصوری که علی شکوریراد بود که، چون با میزان آرای او در جبهه حتی در قیاس با بهزاد نبوی مواجه شدند از آن منصرف شدند. پس همین جریان پیشنهاد رقابت میان مرعشی و شکوریراد را داد که با توجه به ترکیب احزاب سایه اتحاد ملت در جبهه اصلاحات هدف نهایی شکست دبیرکل کارگزاران سازندگی ایران بود. مرعشی، اما نه تنها این رقابت را نپذیرفت، چون به اهداف برگزارکنندگان آن اطمینان نداشت بلکه اعلام کرد فقط نایب رئیس بهزاد نبوی خواهد شد و نیابت ریاست هیچ چهره دیگری از جناح چپ مانند شکوریراد را نخواهد پذیرفت… هدف حزب اتحاد ملت از برهمزدن هیئت رئیسه موجود و تغییر بهزاد نبوی جلوگیری از دستیابی کارگزاران به ریاست اصلاحات هم بود. گرچه سران حلقه لانه به مرعشی تعارف ریاست زدند، اما میدانستند که با توجه به ترکیب رادیکال بلکه هژمونی حزب اتحاد ملت بر جبهه اصلاحات، مرعشی از رهبری جریانی که مهار آن در دست اتحاد ملت است، پرهیز میکند و با توجه به انتخابات پیشروی مجلس دوازدهم مسئولیتی را نمیپذیرد که یک سر آن تحریم مطلق و از قبل تعیینشده انتخابات مجلس در جبهه اصلاحات است و سر دیگر آن مشارکت بیقیدوشرط و بدون رقابت در مجلسی است که حاکمیت در پی آن است.»
