به گزارش خبرنگار سرویس جامعه واژه وفاق در ادبیات سیاسی سالهای اخیر ایران، فراتر از یک شعار تشریفاتی، به مثابه تنها راه عبور از گردنههای سخت تحریم و تهدید تلقی میشد. درست در همین نقطه استراتژیک، جریانی تحت عنوان «حلقه ضدوفاق» یا همان «شبکه سایه» پا به عرصه گذاشت. هدف آنها نقد سیاستها نبود؛ چراکه نقد، موجب پویایی است، اما هدف این هسته سخت، تخریب ریشههای همگرایی بود.
بررسیهای عمیق نشان میدهد که این شبکه با بهرهگیری از تکنیکهای روانشناسی اجتماعی، به دنبال ایجاد نوعی فلج تحلیلی در بدنه جامعه بود.
آنها با استفاده از شبکهای از رسانههای غیررسمی و اکانتهای اجارهای، هرگونه موفقیت ملی را به شکست تعبیر کرده و با تزریق مداوم ناامیدی، به دنبال بسترسازی برای فروپاشی اراده عمومی بودند.
این جریان در دکترین خود، قائل به دوقطبیسازی افقی میان آحاد ملت بود. یعنی جایی که مردم به جای اتحاد در برابر تهدید خارجی، رو در روی یکدیگر قرار گیرند.
