
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، با افزایش امید به زندگی و تغییر ساختار خانوادهها در جوامع امروزی از جمله ایران، پدیدهای به نام «بحران مراقبت از سالمندان» به یکی از جدیترین چالشهای درونخانوادگی تبدیل شده است.
پایان کودکی و آغاز یک آزمون دشوار
زمانی که والدین به دلیل کهولت سن یا بیماری نیازمند مراقبت میشوند، دینامیک ارتباطی خواهر و برادرها دستخوش تغییرات عمیقی میگردد. در این میان، اگر مکانیزمهای مقابلهای و مدیریتی درستی وجود نداشته باشد، خانه پدری که روزگاری نماد همبستگی بود، به میدان مین دلخوریها و کینههای پنهان تبدیل میشود.
نگاهی به دادههای جهانی
انجمن روانشناسی (APA) و موسسه بینالمللی AARP (انجمن بازنشستگان) در مطالعات خود به یک الگوی پرتکرار اشاره میکنند: «تقسیم برابر مسئولیتها یک افسانه است». در بیشتر خانوادههای جهان، بار اصلی مراقبت (گاهی تا ۸۰ درصد) تنها بر دوش یک نفر میافتد کههیچ وجه بیاحترامی یا شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت نیست. این ابزارها کیفیت زندگی والدین را ارتقا داده و به فرزندان اجازه میدهند به جای اینکه صرفاً یک «پرستار خسته» باشند، فرزندانی باحوصله و پرمهر باقی بمانند.
دوران سالمندی والدین، آخرین فرصت همزیستی و یک آزمون بزرگ برای کیفیت تربیتی است که همان والدین برای فرزندانشان به کار بستهاند.
سوال «نوبت کیست؟» از اساس سوالی انحرافی است؛ چرا که در یک خانواده سالم، نوبت همه است، اما هر کس به شیوه خودش.
با ارتباط شفاف، دوری از کمالگرایی، پرهیز از قضاوتهای شتابزده و بهرهگیری از آموزههای اخلاقی و تکنیکهای روانشناختی، میتوان این دوران سخت را به جایگاهی برای تحکیم پیوند خواهر و برادری و خلق آخرین خاطرات شیرین با والدین تبدیل کرد. مراقبت از پدر و مادر یک دوی امدادی است، نه یک ماراتن انفرادی.
منبع:فارس
