
به گزارش سرویس سیاسی تابناک، در روزهای اخیر، تحولات عرصه سیاسی ایران شاهد دگرگونیهای معناداری بوده است. استیضاح قاطعانه عبدالناصر همتی، وزیر اقتصاد، که برخلاف پیشبینیها نتوانست جایگاه خود را در خیابان باب همایون حفظ کند، از یک سو، و عزل ناگهانی و صریح محمدجواد ظریف از معاونت راهبردی ریاستجمهوری از سوی دیگر، نشاندهنده آن است که ایده محوری دولت مسعود پزشکیان با بحرانی عمیق و شاید مرگبار مواجه شده است.
ایده وفاق، که قرار بود محور اصلی این دولت باشد، اکنون بهسرعت در برابر بنبستی مفهومی و فلسفی قرار گرفته است به طوری که اگر پزشکیان نتواند این ایده را احیا کند و زمین بازی تازهای برای آن طراحی و اجرا نماید، عملاً دیگر نه حرفی برای گفتن خواهد داشت و نه توانی برای عمل.
حال دولت پزشکیان بعد از آزمودن وفاقی کوتاه مدت و ناکام با پارلمان باید زمین جدید تعامل با قوه قضاییه را بیازماید، حجت الاسلام محسنی اژه ای نشان داده است که دارای قاطعیتی است که روسای سابق قوه قضاییه، کمتر از آن برخوردار بوده اند و دارای نگرش حاکمیتی مشخص به مسائل کشور است.
این راهبرد، که با هدف تنظیم روابط میان قوا و تعیین جهتگیری کلی حاکمیت طراحی شده، میتواند نقطه عطفی در تحولات اخیر باشد و حتی در آینده نیز تداوم یابد. به نظر میرسد قوه قضاییه خود را آماده کرده تا با قاطعیت، اختلافات مزمن و مسائل حلنشدهای را که احتمال تنشهای سیاسی را در شرایط حساس کنونی افزایش میدهند، سامان دهد. این رویکرد شاید سرآغاز فصل جدیدی در مناسبات قدرت در ایران باشد.
داوود اردشیر شیرالی
