پاندوراباکس در شماره ۶۶ خیابان نوفل لوشاتو!

«سینمای سفارتی» حالا یک جریان رسمی است. غرب حالا «سفارشی‌ساز»هایی در داخل ایران دارد که در خاک ایران و به اسم سینمای ایران مشغول انجام سفارش‌های آنان هستند. «سینمای سفارتی» حالا انقدر رسمی است که مهمترین کارگردانان ایران پشت تریبون جشنواره فجر رسما به فیلمسازانی که مشغول گرفتن پول از سفارت‌های کشورهای اروپایی هستند اعتراض می‌کنند.
دوشنبه 27 بهمن 1393 16:13 ساعت

«سینمای سفارتی» حالا یک جریان رسمی است. غرب حالا «سفارشی‌ساز»هایی در داخل ایران دارد که در خاک ایران و به اسم سینمای ایران مشغول انجام سفارش‌های آنان هستند. «سینمای سفارتی» حالا انقدر رسمی است که مهمترین کارگردانان ایران پشت تریبون جشنواره فجر رسما به فیلمسازانی که مشغول گرفتن پول از سفارت‌های کشورهای اروپایی هستند اعتراض می‌کنند.

«سینمای سفارتی» حالا یک جریان رسمی است. غرب حالا «سفارشی‌ساز»هایی در داخل ایران دارد که در خاک ایران و به اسم سینمای ایران مشغول انجام سفارش‌های آنان هستند. «سینمای سفارتی» حالا انقدر رسمی است که مهمترین کارگردانان ایران پشت تریبون جشنواره فجر رسما به فیلمسازانی که مشغول گرفتن پول از سفارت‌های کشورهای اروپایی هستند اعتراض می‌کنند.
امیر ابیلی: کمی بیش از دو سال قبل، مهر و ابان و اذر سال 91 و در اوج ماجراهای «یک خانواده‌ی محترم»، وقتی در سیر اتفاقات و وقایع آن روزها به یکباره مفهوم «سینمای سفارتی» وارد ادبیات سینمایی مملکت شد، سرعت سیر اتفاقات آنقدر بالا بود و فضا آنقدر هیجانی بود که کمتر کسی به عمق ماجرا توجه می‌کرد و به جهتی که فلش «سینمای سفارتی» به درستی نشان می‌داد نگاهی می‌انداخت. اصلا ماجرا در فضای رسانه‌ای کشور آنقدر بکر و تازه و ناگفته بود که کمتر کسی گمان می‌کرد پرتاب مفهوم «سینمای سفارتی» به ادبیات سینمایی کشور مساویست با بازشدن در صندوقچه‌ی اسرار هنری شبه‌روشنفکران غرب‌زده‌ی وطنی و فلشی است به یکی از اصلی‌ترین مسائل و معضلات هنری مملکت. «سینمای سفارتی» پاسخی برای بسیاری از چراهای سینمای مملکت بود و باید مدتی زمان می‌گذشت و از هیجانات پدیده‌ی «یک خانواده محترم» فاصله می‌گرفتیم تا عمق اهمیت ماجرا خود را نمایان سازد.
آن روزها طرف منتقد ماجرا، رسانه‌های جبهه انقلاب، گمان می‌کردند با نمونه‌ای استثنائی طرفند که در تاریخ ایران سابقه نداشته است و این اولین بار است که در دورن کشور فیلمی با پول خارجی و برعلیه منافع ملی‌مان ساخته شده است. طرف دیگر ماجرا هم با آنکه از اصل ماجرا خبر داشت سعی می‌کرد «هنر سفارتی» را جعلی ژورنالیستی از سوی رسانه‌های طرف مقابل جا بزند که تنها به کار سیاست‌بازی می‌اید و بس. آن‌ها خود می‌دانستند که رسوایی «یک خانواده محترم» و پیگیری درست ماجراهایش از سوی رسانه‌های انقلاب تا رسیدن به جریان «هنر سفارتی»، حکم کشف شهر گمشده‌ای را دارد که سال‌ها توسط عده‌ای از چشمان مخاطبان پنهان شده است و سرک کشیدن در زوایای تاکنون پنهان‌شده‌ی کوچه پس‌کوچه‌های آن می‌تواند سرعت رسوایی جماعت شبه‌روشنفکر را چند برابر کند، می‌تواند تمام مواد خامی را که منتقدان باید سال‌ها دنبالش می‌گشتند تا وابستگی شبه‌روشنفکران به غرب را به عینه به مخاطب ثابت کنند یک شبه در اختیارشان بگذارد و زنگ زوال هنر شبه‌روشنفکری را به صدا درآورد. آن‌ها سال‌ها تلاش کرده بودند که هیچگاه بحثی از مناسبات اقتصادی مشکوکشان با غرب در رسانه‌های جمعی مطرح نشود و حالا یک شبه داشت همه‌چیز برملا می‌شد و این برایشان هزینه سنگینی داشت.

منبع  : رجا نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *