یکی از مهمترین مفاهیمی که در میراث امام برجسته است، مسئله خودباوری است. انقلاب اسلامی در فضایی شکل گرفت که بسیاری از ساختارهای سیاسی و فرهنگی موجود، امکان یک تحول بنیادین را دور از دسترس میدانستند. یکی از تأثیرات مهم رهبری امام آن بود که این باور را در بخش بزرگی از جامعه ایجاد کرد که میتوان در برابر ساختارهای مسلط ایستاد و مسیر متفاوتی را انتخاب کرد.
این خودباوری تنها در عرصه سیاست معنا ندارد. میتوان آن را در حوزه علم، فرهنگ، مدیریت، فناوری و تولید دانش نیز بازخوانی کرد. جامعهای که همواره خود را مصرفکننده الگوهای بیرونی بداند، بهتدریج توانایی تولید راهحلهای متناسب با مسائل خود را از دست خواهد داد.
![]()
<!– –>
<!– –>
<!– –>
امام خمینی(س) را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک شخصیت تاریخی یا رهبر یک تحول سیاسی در مقطعی معین از تاریخ معاصر ایران مطالعه کرد. اهمیت او زمانی بهتر فهمیده میشود که مجموعهای از ابعاد فکری، علمی، اجتماعی و سیاسی در کنار یکدیگر دیده شوند؛ فقیهی که در حوزههای گوناگون علوم اسلامی صاحبنظر بود، اندیشمندی که نسبت میان دین و جامعه را در متن مسائل زمانه دنبال میکرد، رهبری که توانست یک حرکت اجتماعی گسترده را سامان دهد و شخصیتی که آثار و پیامدهای حضور او از مرزهای جغرافیایی و زمانیِ حیاتش فراتر رفت.
از این منظر، مسئله اصلی امروز تنها «حفظ آثار امام» نیست. پرسش اساسیتر این است که چگونه میتوان این میراث را همچنان زنده، قابل فهم و مؤثر نگاه داشت؛ بهگونهای که نسلهای جدید بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و اندیشه امام بتواند در مواجهه با مسائل تازه جامعه، سخنی روشن و قابل استفاده داشته باشد.
