پاسخ حماس به طرح صلح آمریکا، تفاوت بنیادین مدل رابطه ایران با نیروهای مقاومت را با الگوی نیابتی که غربیها تبلیغ میکنند، آشکار ساخت و تاییدی بر اصالت و استقلال نیروهای مقاومت در منطقه بود.
جوان آنلاین: دو شب پیش جهان بار دیگر شاهد تحولی غیرمنتظره در پرونده فلسطین بود. جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) اعلام کرد کلیات طرح صلح پیشنهادی دونالد ترامپ را میپذیرد؛ خبری که بلافاصله در رسانههای بینالمللی بازتاب گسترده یافت و بهویژه در اسرائیل با شگفتی و حتی گیجی تحلیلگران مواجه شد. درحالیکه طی دو سال گذشته تلآویو و واشنگتن راهبرد خود را بر «تسلیم کامل حماس» استوار کرده بودند، پاسخ مثبت این گروه به طرح صلح آمریکا معادلات را بهطور اساسی تغییر داد؛ اما آنچه بیش از خود خبر اهمیت دارد، جایگاه این تصمیم در بستر کلانتر محور مقاومت و نسبت آن با سیاستهای جمهوری اسلامی ایران است.
به گزارش مهر، ایران طی سالهای اخیر بارها تأکید کرده که گروههای مقاومت هر یک ماهیتی مستقل دارند. تهران در نقش پشتیبان و محوراصلی پیوند دهنده از آنها حمایت میکند، اما تصمیمگیری تاکتیکی به عهده خود آنهاست. پذیرش کلیات طرح صلح از سوی حماس نیز در همین چارچوب قابل فهم است: حرکتی که نه نشانه فاصله گرفتن از ایران بلکه تأکید دوباره بر اصیل بودن هویت گروههای مقاومت و استقلال در تصمیمگیریهای راهبردی است.
شرایط میدانی و دلایل پذیرش صلح
از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، یعنی زمان آغاز عملیات «طوفان الأقصی» تا امروز، غزه صحنه یکی از خونبارترین جنگهای تاریخ معاصر بود. دو سال مقاومت بیامان، دهها هزار شهید، نابودی زیرساختهای حیاتی، محاصره همهجانبه و فشارهای انسانی بیسابقه شرایطی را رقم زد که ادامه جنگ میتوانست به معنای نابودی کامل غزه باشد. حماس که در آغاز توانست اسرائیل را غافلگیر کند و ضربات سنگینی به آن وارد آورد، بهتدریج با حجم عظیمی از فشارهای نظامی و سیاسی مواجه شد.
