به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، در دکترینهای کلاسیک نظامی، حضور فیزیکی دشمن در مرزها به معنای افزایش تهدید بود. اما در نبردهای مدرن و نامتقارن، این معادله معکوس شده است. لشکرکشیهای اخیر به غرب آسیا و مانورهای دریایی پرهزینه، اگرچه با پیوست رسانهای ارعاب همراه است، اما از منظر کارشناسی، آمریکا را در یک تله جغرافیایی گرفتار کرده است. هر سرباز، هر پایگاه و هر شناور آمریکایی که وارد منطقه میشود، عملاً به لیست داراییهای آسیبپذیر در برابر آتش انبوه ایران اضافه میشود. فرماندهان غربی به خوبی میدانند که در صورت خطای محاسباتی، این داراییها اولین قربانیان پاسخ پشیمان کننده تهران خواهند بود.
تغییر فاز؛ از میدان به خیابان
واکاوی رفتار دشمن در ماههای اخیر، یک الگوی معنادار را آشکار میکند؛ ناتوانی در نبرد سخت، پناه بردن به جنگ ترکیبی. پس از شکست در آزمونهای میدانی و مواجهه با سد نفوذناپذیر بازدارندگی ایران، اتاقهای فکر عبری-غربی تمرکز خود را بر اغتشاشسازی و تروریسم کور قرار دادند. موجسواری بر مطالبات اقتصادی و تبدیل آن به خشونت خیابانی، اعتراف ضمنی به این واقعیت است که گزینه نظامی، دیگر کارکرد خود را از دست داده است. آنها میکوشند با جنگ روانی و جابجایی جایگاه جلاد و شهید در مجامع بینالمللی، شکستی را که در میدان نظامی خوردهاند، در میز دیپلماسی جبران کنند.
