کسی که هستیم، کاری که انجام می دهیم و کسی که می شویم، همه در کنترل خودمان است.

عده ای از مردم واقعاً این را نمی دانند یا به آن باور ندارند. این افراد اعتقاد دارند که این رویدادها و شرایط بیرونی است که ما را کنترل می کنند، اما حقیقت این است که این ما هستیم که رویدادهای اطراف مان را از طریق افکار، اعمال و انتخاب هایمان کنترل می کنیم.

چرا اینقدر عقیده ما درباره کنترل تمام و کمال زندگی مان توسط رویدادها و شرایط بیرونی محکم و راسخ است؟ احتمالاً دلیل این باور، چیزی است که به آن «پارادایم» می گوییم.

 

پارادایم چیست؟

ایا هرگز به این فکر کرده اید که فرهنگی که در آن زندگی می غیرقابل تغییر من است.» به محض اینکه این نجوا را به عنوان واقعیت بپذیرید، روابط تان به هم می خورد، درآمد شما در بهترین حالت تغییر نمی کند یا به طور کلی به اهدافی که دارید نخواهید رسید.

می گویند: «اگر به چیزی که می خواهید دست پیدا نمی کنید، خواسته خود را تغییر بدهید.»

این گفته هم ساده و هم تا حدی غیرممکن به نظر می رسد، اما مثلاً اگر به دنبال عشق هستید لزومی ندارد که از «خواستن» عشق دست بردارید، بلکه باید نگرش خود نسبت به اینکه چه کسی ارزش عشق ورزیدن را دارد را تغییر بدهید.

به عنوان مثال، اگر فقط می خواستید که شریک زندگی تان حسابدار باشد، گفتگو با یک معلم را امتحان کنید. چیزی که شما می خواهید عشق است و پارادایم تنها در صورتی تغییر می کند که فضایی را برای یک امکان یا احتمال متفاوت ایجاد کنید.

هر قدمی که به سمت تغییر بر می دارید، نتیجه نهایی را تغییر می دهد.

ما این قدرت را داریم که با تغییر باورمان نسبت به شرایط، پارادایم های خود را به گونه ای تغییر بدهیم که بتوانند شادمانی و رضایتمندی واقعی را به سمت ما منعکس کنند. همه چیز به همین سادگی است. شما امروز می خواهید چه پارادایمی را تغییر بدهید؟