
به گزارش مجله خبری نگار، در اینکه بسیاری از رهگذران غرب میدان حسنآباد، بافنده یا بافتهفروشند، شکی نیست. این راسته در ضلع جنوبی میدان حسنآباد، دهههاست که پاتوق عشاق بافتنی است. سرما که جان میگیرد مشتریان پر شماری خود را به میدان حسنآباد، ابتدای خیابان وحدت اسلامی، بورس کامواهای رنگارنگ و جورواجور میرسانند تا سر حوصله یکی از کلافهای ۱۰۰ تا ۳۰۰ گرمی، ساده ۱۵۰ هزار تا اعلای بیش از یک میلیون تومانی، ایرانی تا وارداتی، نازک تا ضخیمِ غولپیکر، دستگاه خانگی بافت از ۸ تا ۱۵ میلیونتومان، وسایل فانتزی مانند جاکاموایی، قلاب و میل نوری برای بافتن شال و کلاه، بلوز و ژاکت، عروسک و سیسمونی، پتو و پادری، کیف و اِسکارف، لیف و اسکاچ، انتخاب و تهیه کنند. پیشتر اغلب مشتریان از میان دختران و زنان جوان و مادر و مادربزرگها و تعدادی هم جهادگران دلواپس ساکنان مناطق محروم بودند. حالا، اما شمار تازه و متفاوتی از مشتریان به بورس کاموای پایتخت راه یافتهاند؛ پسران بلاگر که یا اَداییاند یا هنرمند و مردان جویای کار و نام که یا کارآفرین و تولیدکنندهاند یا شهرتطلب (شغل و سرگرمی متفاوت، مدهای جدید مانند بافتنیتراپی)؛ همانها که روزگاری بافندگی را کاری زنانه و حتی ناچیز میدانستند؛ از کیان ۹ساله تا علی ۶۳ساله، نادیا کوچولو، نهنه نازخاتون و خیلیهای دیگر که نام و نشان هر یک با وصف و صفتهای خودمانی یا امروزی مانند «بافنده کوچک»، «کافهون گلهای بافتنی»، «گیلهمرد بافت»، «بابای گوگولیهای بافته» و «پولباف» در شبکههای مجازی معروف شدهاند. روایت این تغییر حال و هوای بازار کاموافروشان احتمالا برای مستوفیالممالک (رجال قاجار) مالک اراضی حسنآباد – اگر امروز میبود – هم شنیدن دارد.
