وقتی یک «لایک» تبدیل به تأیید می‌شود؛ بحران هویت نوجوانان در شبکه‌های اجتماعی

واقعیت این است که نمی‌توان منکر نقش فناوری در زندگی امروز شد. استفاده درست از تلفن همراه، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای ارتباطی، دیگر یک انتخاب لوکس نیست.
واقعیت این است که نمی‌توان منکر نقش فناوری در زندگی امروز شد. استفاده درست از تلفن همراه، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای ارتباطی، دیگر یک انتخاب لوکس نیست.

حسام شفیعی فعال اجتماعی و روزنامه نگار تحقیقی لرستان طی یادداشتی که توسط روشنا شبکه خبری روشنا منتشر شده است، نوشت: نیمی از شب گذشته بود و خواب، آن‌طور که می‌گویند، در چشمان تَرم شکسته بود. خانه در سکوتی محض فرو رفته بود و همه اعضای خانواده خوابیده بودند؛ یا دست‌کم من این‌طور فکر می‌کردم! ناگهان نوری آبی و فسفری، تاریکی اتاق را شکافت و مرا از خواب بیدار کرد. ابتدا تصور کردم اتفاقی افتاده است؛ شاید چراغی روشن شده، شاید کسی بیدار است یا شاید هم مغز خواب‌آلودم درست کار نمی‌کند. اما نه! ماجرا از این قرار بود که گل پسر من زیر پتو، مثل همه دوستانش با گوشی موبایل مشغول بازی‌های هیجانی بود؛ البته با رعایت کامل اصول مخفی‌کاری! یعنی همه خوابیده‌اند، چراغ‌ها خاموش است، پدر و مادر هم در عالم رؤیا سیر می‌کنند و ایشان با خیال راحت مشغول نجات دنیا، شکست دشمنان احتمالی و احتمالاً کسب یک رکورد جهانی در بازی بودند!
هاج‌وواج مانده بودم. میان خواب و بیداری، مغزم به اصطلاح «هنگ» کرده بود. نمی‌دانستم چه باید بکنم. گوشی را بگیرم؟ دعوا کنم؟ نصیحت کنم؟ اینترنت را قطع کنم؟ یا خودم را به خواب بزنم و امیدوار باشم که شاید این نور آبی، فردا صبح خودش از زندگی ما حذف شود؟
سؤال‌ها یکی‌یکی در ذهنم رژه می‌رفتند. من و دیگر والدین چه باید می‌کردیم که نکردیم؟ کجا اشتباه کرده بودیم؟ و اصلاً چاره کار چیست؟ بعد از چند دقیقه کلنجار رفتن با خودم، به یک نتیجه مهم رسیدم؛ ما با یک مهمان ساده روبه‌رو نیستیم. تکنولوژی آمده و با قدرت بیشتر به راهش ادامه خواهد داد! واقعیت این است که نمی‌توان منکر نقش فناوری در زندگی امروز شد. استفاده درست از تلفن همراه، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای ارتباطی، دیگر یک انتخاب لوکس نیست. بسیاری از کارهای روزمره، آموزش، ارتباطات، کسب‌وکار و حتی بخشی از زندگی اجتماعی ما به همین ابزارها وابسته شده است. در عصر امروز نمی‌توان گفت تلفن همراه را کنار بگذارید، اینترنت را خاموش کنید و به دوران نامه‌رسانی با کبوتر برگردید!
تکنولوژی بد نیست؛ اتفاقاً می‌تواند بسیار مفید و ضروری باشد. مشکل از جایی شروع می‌شود که ما به جای استفاده از تکنولوژی، اجازه می‌دهیم تکنولوژی از ما استفاده کند. اینجاست که آدم دلش می‌خواهد با کمی عصبانیت و البته چاشنی طنز بگوید: خدا پدر مخترعان این همه وسیله هوشمند را بیامرزد… یا شاید هم فعلاً صبر کنیم ببینیم بچه‌هایمان چه بلایی سر اینترنت می‌آورند، بعد تصمیم بگیریم!
تکنولوژی با سرعت برق و باد پیش می‌رود و ما هم با سرعت فیبر نوری تلاش می‌کنیم خودمان را به آن برسانیم. اما مشکل اینجاست که گاهی سرعت اینترنت ما از سرعت رشد فرهنگی و آموزشی‌مان بیشتر شده است! در گذشته، وقتی صحبت از اعتیاد می‌شد، ذهن بسیاری از ما به سمت سیگار، قلیان، مواد مخدر صنعتی و سنتی و انواع وابستگی‌های شناخته‌شده می‌رفت. امروز اما شکل بعضی وابستگی‌ها تغییر کرده است. دیگر لازم نیست کسی در کوچه و خیابان به دنبال چیزی بگردد؛ گاهی کافی است گوشی را بردارد، اینترنت را روشن کند و وارد دنیایی شود که بیرون آمدن از آن برایش سخت‌تر از وارد شدن به آن است. اینستاگرام، تلگرام، یوتیوب، فیس بوک، تیک تاک، بازی‌های آنلاین، ویدئوهای کوتاه، پیام‌ها، اعلان‌ها و صدها سرگرمی دیگر، هرکدام به شکلی برای جلب توجه ما رقابت می‌کنند. یک بار گوشی را برمی‌داری که فقط پنج دقیقه در شبکه اجتماعی بچرخی؛ وقتی سرت را بالا می‌آوری، متوجه می‌شوی یک ساعت و شاید هم ساعت های مدیدی گذشته، شام سرد شده، کارها عقب افتاده و تازه یادت می‌آید که اصلاً برای چه گوشی را برداشته بودی!
وقتی یک «لایک» تبدیل به تأیید می‌شود

منبع  : روشنا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *