وقتی چرخ‌های خیاطی، امیدها را می‌دوزد

کارآفرینی و زندگی زیر یکی از پل‌های تهران

وقتی چرخ‌های خیاطی، امیدها را می‌دوزد

تهران
زیر سایه بتنی یکی از پل‌های تهران، گرمای زندگی در جریان است. اینجا از زنان سرپرست خانوار تا هنرمندان ناشنوا در میان صدای ممتد چرخ‌های خیاطی، مشغول دوختن تکه‌های گمشده‌ زندگی‌شان هستند.
سه‌شنبه ۲۳ تير ۱۴۰۵ – ۱۰:۱۶

به گزارش بازارکار از شهر، در هیاهوی سرسام‌آور پایتخت و در تلاقی آهن و بتن، درست زیر سقف بلند پل یارجانی، ریتمی متفاوت از زندگی در جریان است. اینجا نه یک کارگاه خیاطی معمولی، که یک «جزیره انسانی» در قلب منطقه ۱۷ است؛ جایی ز پل‌های تهران/ وقتی چرخ‌های خیاطی، غم‌های محله را می‌دوزد” width=”562″ height=”422″>

در انتهای این مسیر پرکار، مکانی برای استراحت در نظر گرفته شده است؛ اما فراتر از آن، اتاقی وجود دارد برای کسانی که می‌خواهند شبانه روز را اینجا سپری کنند؛ برای کسانی که در دنیای بیرون، آسمانی بالای سر ندارند و اینجا، تنها پناهگاه و خانه‌ آن‌هاست.

سایه پل یارجانی حالا دیگر تنها یک نشان جغرافیایی نیست؛ اینجا سرپناهی است برای قامت‌هایی که زیر بار تورم خم شده‌اند اما اراده‌شان نشکسته است. تماشای سیروان که با لب‌خوانی معنای زندگی را می‌فهمد، یا دیدن مریم که با هر ضربه چرخ، رکورد درآمدی تازه می‌زند، ثابت می‌کند که کارآفرینی، فراتر از تولید یک محصول، «بازگرداندن امید» به آدم‌هایی است که گمان می‌کردند فراموش شده‌اند. این مرکز، نه با دیوارهای سوله، که با همدلی علی و عاطفه و با حمایت سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی شهرداری تهران بنا شده است؛ این زوج ثابت کرده‌اند برای دوختن یک جامعه‌ همدل، تنها چیزی که نیاز است، دیدن پتانسیل‌های پنهان در پس دیوارهای سنگی شهر است. همچنین در انتهای کارگاه، اتاقی که برای بی‌سرپناهان مهیا شده، شاید کوچکترین فضای این سوله باشد، اما بزرگترین پیام آن است که اینجا کسی تنها نیست.

منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *