وقتی پول انسان را مو به مو عوض می‌کند

از نظر بصری، «مو به مو» همان امضای آشنای شهبازی را دارد: قاب‌های حساب‌شده، ریتمی کند، اما هدفمند و سکوت‌هایی که بیش از دیالوگ حرف می‌زنند. این ریتم ممکن است برای بخشی از مخاطبان خسته‌کننده باشد، اما دقیقاً بخشی از منطق روایت است. شهبازی عجله ندارد؛ او می‌خواهد مخاطب را وادار کند بایستد، نگاه و فکر کند، البته این سریال خالی از ضعف نیست. برخی قسمت‌ها می‌توانستند فشرده‌تر باشند و بعضی شخصیت‌های فرعی عمق بیشتری پیدا کنند

از نظر بصری، «مو به مو» همان امضای آشنای شهبازی را دارد: قاب‌های حساب‌شده، ریتمی کند، اما هدفمند و سکوت‌هایی که بیش از دیالوگ حرف می‌زنند. این ریتم ممکن است برای بخشی از مخاطبان خسته‌کننده باشد، اما دقیقاً بخشی از منطق روایت است. شهبازی عجله ندارد؛ او می‌خواهد مخاطب را وادار کند بایستد، نگاه و فکر کند، البته این سریال خالی از ضعف نیست. برخی قسمت‌ها می‌توانستند فشرده‌تر باشند و بعضی شخصیت‌های فرعی عمق بیشتری پیدا کنند

جوان آنلاین: در میان سیل تولیدات سریالی پلتفرم‌های داخلی که اغلب یا اسیر تکرار کلیشه‌ها هستند یا گرفتار روایت‌های کم‌خطر و بی‌مسئله، سریال «مو به مو» به کارگردانی پرویز شهبازی، اثری متفاوت و قابل‌تأمل به شمار می‌رود؛ نه از آن جهت که ادعای متفاوت بودن دارد و نه به این دلیل که بی‌نقص است، بلکه، چون جسارت ورود به یکی از عریان‌ترین و واقعی‌ترین بحران‌های انسان معاصر را دارد: نسبت انسان با پول، شانس، رؤیا و فروپاشی آرام ارزش‌ها. «مو به مو» بیش از آنکه یک درام داستان‌محور باشد، تلاشی است برای واکاوی روان انسان در جامعه‌ای که پول، آرام و بی‌سروصدا، به مهم‌ترین معیار هویت، امنیت و معنا تبدیل شده است. 

سقوط تدریجی یک انسان

محور روایت سریال، شخصیت منصور با بازی میرسعید مولویان است؛ مردی معمولی، نه قهرمان و نه ضدقهرمان که زندگی‌اش شباهت زیادی به زندگی بسیاری از انسان‌های امروز دارد. انتخاب چنین شخصیتی هوشمندانه است، چراکه شهبازی از همان ابتدا راه هرگونه قضاوت آسان را می‌بندد. 

منصور قرار نیست ناگهان سقوط کند یا به هیولایی اخلاقی بدل شود؛ تغییر او تدریجی، آرام و به‌ظاهر منطقی است. درست همان‌گونه که اغلب انسان‌ها در مواجهه با فشار اقتصادی و وسوسه پول تغییر می‌کنند. این تغییر نه با حادثه‌ای تکان‌دهنده، بلکه با تصمیم‌های کوچک، عقب‌نشینی‌های اخلاقی و توجیه‌هایی اتفاق می‌افتد که در لحظه، کاملاً عقلانی به نظر می‌رسند. برای فهم دقیق‌تر «مو به مو» ناگزیر باید آن را در امتداد کارنامه پرویز شهبازی دید. شهبازی از همان «نفس عمیق» – که بحق یکی از آثار شاخص سینمای اجتماعی ایران محسوب می‌شود- تا فیلم‌هایی، چون «دربند»، «طلا»، «رکسانا» و «عیار۱۴»، همواره دغدغه انسان درگیر با بحران معنا، انتخاب و فشار محیط را داشته است. در جهان شهبازی، داستان هرگز هدف نهایی نیست؛ قصه ابزاری است برای رسیدن به لایه‌های پنهان روان انسان. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *