وقتی منفی فکر می‌كنیم چه اتفاقی می‌افتد

اما وقتی درگیر منفی‌بافی می‌شویم، شاید دلمان بخواهد شاد باشیم ولی احساس می‌كنیم كه با افسردگی و تأسف‌خوردن برای خود، بیشتر در خود غرق می‌شویم. لذت ما كم می‌شود و احساس می‌كنیم میل درونی‌مان شادبودن است اما آن را نمی‌یابیم. این فرایند در افرادی با حساسیت كمتر كه از كمبودهای خود بی‌اطلاع هستند، متفاوت است. آنها تاحدودی شاد هستند ولی این افراد از دیرباز مفهوم لذت‌بردن‌های واقعی را از بین برده‌اند.

اما وقتی درگیر منفی‌بافی می‌شویم، شاید دلمان بخواهد شاد باشیم ولی احساس می‌كنیم كه با افسردگی و تأسف‌خوردن برای خود، بیشتر در خود غرق می‌شویم. لذت ما كم می‌شود و احساس می‌كنیم میل درونی‌مان شادبودن است اما آن را نمی‌یابیم. این فرایند در افرادی با حساسیت كمتر كه از كمبودهای خود بی‌اطلاع هستند، متفاوت است. آنها تاحدودی شاد هستند ولی این افراد از دیرباز مفهوم لذت‌بردن‌های واقعی را از بین برده‌اند.

فراموش نكنیم وقتی منفی‌بافی می‌كنیم ممكن است بخواهیم نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم ولی هنوز گرفتار احساس گناه و بی‌ارزشی هستیم. ما نمی‌توانیم خلوص، معصومیت و خوبی را كه حاصل آن است احساس كنیم.

ما به خاطر اشتباهات گذشته‌مان احساس تباهی و بیهودگی می‌كنیم و نمی‌توانیم خودمان را ببخشیم. در نتیجه احساس می‌كنیم در قبال دیگران مسئول هستیم. اگر هنگام كودكی برای اشتباهاتمان تنبیه می‌شدیم ممكن است خودمان هم مجازات‌كردن‌مان را ادامه دهیم.

روح‌های حساس، منفی‌گرایی دیگران را به درون خود می‌كشند چون آنها بیشتر در معرض خطر هستند. منفی‌گرایی كه آنها احساس می‌كنند تركیبی از منفی‌بافی‌های خودشان همراه با منفی‌بافی‌های دیگران است. آنها مانند اسفنج به هر جا كه می‌روند منفی‌بودن و احساسات منفی دیگران را به درون خود می‌كشند.

منبع  : ناز وب

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *