وقتی شوهرم سعید نبود او را به خلوتم می بردم!

او شب ها تا دیروقت کار می کرد و وقتی به خانه می آمد از شدت خستگی، نای حرف زدن هم نداشت. این داستان چهار سال زندگی مشترک من و سعید است. حتی روزهای تعطیل...


21 مهر 1398 – 09:28

او شب ها تا دیروقت کار می کرد و وقتی به خانه می آمد از شدت خستگی، نای حرف زدن هم نداشت. این داستان چهار سال زندگی مشترک من و سعید است. حتی روزهای تعطیل…

وقتی شوهرم سعید نبود او را به خلوتم می بردم!

به گزارش گروه آرشیو رکنا، پسر بچه سه ساله اش را در آغوش گرفت و دستبد به دست از خودروی کلانتری پیاده شد.

پشیمان و شرمسار از گناه بزرگی که زندگی اش را از هم پاشیده و مصیبتی که بر سرش آمده، سخن می گفت. زیاده خواهی من، “سعید” را مجبور می کرد تا دو شیفت کار کند.

تنهایی ام در خانه، مرا به سوی ماهواره کشاند و سریال های جذاب و رقص و آواز شبکه های مختلف خلوتم را پر می کرد. چیزی نگذشت که با خرید گوشی تلفن هوشمند، پایم به شبکه های اجتماعی هم باز شد. تمام وقتم صرف حضور در تلگرام می شد.

همخوابی کثیف زن شوهردار با صاحبخانه اش

خانه، زندگی، سعید و حتی پسرم، فربد را هم فراموش کرده بودم. شب ها و روزها به همین باید هوشمندانه در مقابل آن ایستاد. اما اگر با کنجکاوی، بازیگوشی و غفلت جلوتر و جلوتر برویم کار به جایی می رسد که اختیار از دستمان خارج می شود به جای عقل مان، احساس حاکم می شود.

وقتی هوا متلاطم می شود قبل از آن که کار به طوفان بکشد باید به فکر نجات بود، وگرنه از طوفان بلا سالم بیرون آمدن کار هر کسی نیست.

اصلا اگر قلب و عقل انسان سالم باشد از همان ابتدا راه کج را نمی رود. بعضی ها این رابطه ها را مثل معتادان تفریحی، تجربه می کنند، اول خطر آن را جدی نمی گیرند. وقتی متوجه خطرات و بلاهای قضیه می شوند که دیگر تا خرخره در لجنش فرو رفته اند.

اگر قرار است پاک باشیم و خانواده ای پاک داشته باشیم باید هوشمندانه پاسدار قلب مان باشیم باید نگاه ها را کنترل کنیم، نگاه و ارتباط های دیداری مثل تیری در قلب ما فرو می رود.

انتهای پیام

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *