امروزه شاهد نمونههای متعددی از زوجهای بلاگری هستیم که پس از سالها نمایش یک زندگی ایدهآل، ناگهان خبر جدایی خود را اعلام میکنند. این اتفاق چند پیامد مهم دارد:
جوان آنلاین: اتاق پذیرایی همیشه تمیز، صبحانهای که هرگز سرد نمیشود! تصویرش را در ذهن دارید: یک زوج جوان در یک آشپزخانه لوکس و پرنور، در حال خوردن صبحانهای که بیشتر شبیه یک اثر هنری است. آنها همیشه خندان هستند، در بهترین لباسهای خود به نظر میرسند و دنیای آنها عاری از هرگونه استرس مالی، مشاجره بیمعنی یا حتی گرد و غبار روی مبلمان است. این تصویری است که اینفلوئنسرهای لایف استایل (سبک زندگی) در شبکههای اجتماعی به نمایش میگذارند؛ یک بهشت آرمانی که گویی تنها با خرید محصولات درست، سفر به مقاصد خاص و پیروی از یکسری قواعد ساده قابل دستیابی است، اما حقیقت پشت این عکسهای فیلترشده چیست؟ و وقتی این الگوهای ظاهری فرو میریزند، آسیب آن برای مخاطبان، به ویژه زنان چگونه جبران میشود؟
تجارت خوشبختی، کسب درآمد از فروش رؤیا
اینفلوئنسرهای لایف استایل در اصل فروشندگان حرفهای «رؤیا» هستند. مدل کسب و کار آنها ساده است: هرچه مشارکت (تعامل) صفحه آنها بیشتر باشد، درآمد آنها از طریق تبلیغات، همکاری با برندها و معرفی محصولات بالاتر میرود. برای افزایش این تعامل، آنها نیاز به ارائه محتوایی ایدهآل، جذاب و قابل حسادت دارند. اینجاست که زندگی واقعی به یک «برند» تبدیل میشود.
زندگی به عنوان یک برند: در این مدل، زندگی شخصی دیگر خصوصی نیست، بلکه یک دارایی بازاریابی است. هر اتفاق سادهای- از یک پیاده روی عصرانه تا پختن یک شام- باید به شکلی نمایش داده شود که حسرت را در دل بیننده ایجاد کند.
