
مستند «دوربینهای خاموش» ساخته محمدرضا گودرزیمهر را میتوان در ژانر مستند فلسفی- اجتماعی طبقهبندی کرد. این فیلم نه در پی بازسازی یک واقعه نظامی است و نه قصد ارائه گزارش خطی از یک جنگ را دارد. مسئله اصلی فیلم پرسشی بنیادین است که از ابتدا تا انتها دنبال میشود: جنگی که تصویر ندارد آیا اصلاً اتفاق افتاده است.
فیلم از دل یک فقدان آغاز میشود. فقدان تصویر، مستند سازان و فیلمبردارانی که در جریان جنگ دوازده روزه امکان ثبت آزادانه وقایع را نداشتهاند اکنون تنها با حافظه و صدا روایتها را باز میگویند و آنچه برایشان باقی مانده روایت شفاهی است. این انتخاب نه از سر اجبار صرف بلکه به مثابه یک موضع نظری عمل میکند. فیلم آگاهانه نشان میدهد چگونه تاریخ معاصر میتواند بدون تصویر مصادره شود و چگونه روایت اگر ثبت نشود به دست دیگران خواهد افتاد. جمله کلیدی ابتدای فیلم که میگوید من روایت میکنم تا دیگران روایت نکنند ستون فکری کل اثر را میسازد.
یکی از هوشمندانهترین تصمیمهای فیلم استفاده از تصاویر مردمی است. تصاویری که نه از قاب دوربین مستندساز بلکه از موبایل شهروندان بیرون آمده و پیشتر توسط شبکههای فارسی زبان خارجی مانند بیبی سی و اینترنشنال پخش شدهاند. این انتخاب پرسش مالکیت روایت را برجسته میکند. چرا تصویر جنگ باید نخست از رسانهای بیرونی دیده شود و نه از چشم شاهدان درون میدان. فیلم بدون شعار نشان میدهد که خلأ تصویر رسمی چگونه با تصویر غیر رسمی جایگزین میشود و این جایگزین شدن چه پیامدهایی برای حافظه جمعی دارد.
