در نظامهای اقتصادی کلاسیک، تعیین حداقل دستمزد معمولاً بهصورت سالانه انجام میگرفت؛ مبتنی بر برآورد نرخ تورم، شاخص سبد معیشت و میانگین قیمتها. این روش زمانی معقول بود که اقتصاد از ثبات نسبی برخوردار بود و نرخ تورم، تکانهای ناگهانی نداشت. اما امروز، اقتصاد ایران درگیر نوعی تورم افسارگسیختهی روزانه است که نهتنها معادلات رایج اقتصادی را بههم ریخته، بلکه بنیان زندگی کارگران و مزدبگیران را نیز درهم کوبیده است.
در چنین شرایطی، اصرار دولت و شورای عالی کار بر تعیین یکبارۀ حداقل دستمزد برای یک سال کامل، نهتنها غیرکارشناسی و غیرعلمی، بلکه بهوضوح نشانهای از بیتوجهی ساختاری به واقعیتهای زندگی مردم است. وقتی نان هر هفته گرانتر میشود، اجارهبها هر ماه بالاتر میرود، و هزینههای خوراک و بهداشت با نرخهای دو رقمی صعود میکنند، چگونه میتوان با دستمزدی که در ابتدای سال تثبیت شده، حتی یک فصل دوام آورد؟
