
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، گاهی خستگی ما از آدمها نیست، از تظاهر کردن است. همین که صبح از خواب بیدار میشوی و دلت نمیخواهد حتی با نزدیکترین افراد زندگیت کلامی ردوبدل کنی، نشانهای از بیمهری نیست؛ بلکه نشاندهنده نیاز انسان به بازگشت به خویشتن است. در دنیای پرصدا و شلوغ امروز، «تنهایی» تنها جایی است که آدمی میتواند بدون هیچ نقش و نمایشی، خودش باشد.
اما اوج این حس زمانی رخ میدهد که احساس میکنی حتی فکرِ روبهرو شدن دوباره با آدمها برایت سنگین است. صائب تبریزی، شاعر سبک هندی که استادِ به تصویر کشیدن پیچیدهترین زوایای روان انسان است، این خستگیِ عمیق را در یک بیت خلاصه میکند؛ بیتی که رشید کاکاوند با آن لحن آرام و نفوذناپذیرش به آن جان دوباره داده است:
{مرا ز روز قیامت غمی که هست این است / که روی مردم عالم دوباره باید دید}
شکستهحالی من پیش یار باید دید
خزانِ رنگ مرا در بهار باید دید
میرزا محمدعلی صائب تبریزی اصفهانی (زادهٔ 1000 هجری قمری — درگذشتهٔ 1087 هجری قمری) بزرگترین غزلسرای سده یازدهم هجری و نامدارترین شاعر زمان صفویه بود. او در دربار صفوی به عنوان ملک الشعرایی رسید و به او شاه شاعر سبک هندی میگویند. او در جوانی به هندوستان و مکه مسافرت کرد و حدود 7 سال در هندوستان ماند و پس از بازگشت از هندوستان به دربار صفوی راه یافت.
شما هم این روزها احساس میکنید به کمی تنهایی و فاصله از بقیه نیاز دارید؟ در بخش نظرات بنویسید این شعر چقدر حالِ این روزهاتون بود.
