25 آذر 1397 – 10:58
زن ۳۱ ساله بیان می کرد از ترس همسرم هر روز به یکی از مسافرخانه ها پناه می برم و دیگر ادامه این زندگی برایم مقدور نیست.

به گزارش روزنامه خراسان، وی به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: ۱۶ ساله بودم که ازدواج کردم با این شرط که به تحصیلاتم ادامه بدهم ولی همسرم مرد بیکاری بود که هیچ گاه به خاطر زن و فرزندش تلاش نمی کرد.
من هم که در یک شرایط سنی خاصی قرار داشتم به درستی نمی توانستم برای زندگی خودم تصمیم بگیرم به همین دلیل وارد لج و لجبازی احمقانه با همسرم شدم درحالی که در رشته مهندسی کشاورزی تحصیل می کردم همسرم گاهی به دلیل وضعیت حجابم مرا سرزنش می کرد که باید چادر سرم کنم و گاهی به آرایش کردنم ایراد می گرفت.
من هم که آن زمان نمی توانستم حقیقت حرف های همسرم را بپذیرم بیکاری او را بهانه قرار می دادم تا در برابر این سرزنش ها، تحقیرش کنم. خلاصه طی 10 سال زندگی مشترک همواره من برای خانواده ام تلاش می کردم که همسرم به همراه دوستان معتادش بساط مواد مخدر را در منزلم پهن کرده و به تماشای فیلم های تلویزیونی نشسته اند اگر کوچک ترین اعتراضی به این وضعیت می کردم همسرم نه تنها مرا به باد کتک می گرفت بلکه لوازم منزل را نیز می شکست ولی حدود 10 روز قبل زمانی که به خانه بازگشتم و دوباره با صحنه پاتوق دوستانش روبه رو شدم زن غریبه ای نیز در کنار آن ها نشسته بود وقتی به همسرم اعتراض کردم با بی شرمی گفت این زن با همسرش قهر کرده و به منزل ما پناه آورده است و…
به همین دلیل با هم درگیر شدیم و همسرم با شکستن دندانم، مرا تهدید به قتل کرد. از آن روز به بعد از ترس شعله های آتش خشم همسرم آواره مسافرخانه ها شده ام. او مرد خشنی است و به خاطر اعتیادش دست به هر کار خطرناکی می زند چند روز بعد از فرار، کودک دو سالهام را تحویل مادر شوهرم دادم ولی خودم همچنان آواره هستم.
انتهای پیام
