
اقتصاد۲۴- «در دو دهه گذشته معماری تجارت جهانی بر یک منطق ساده استوار بود: کالا از مسیرهایی عبور کند که کمترین هزینه و بیشترین سرعت را داشته باشند. به همین دلیل مسیرهای دریایی بزرگ مانند کانال سوئز و تنگه هرمز یا شبکه ریلی شمالی از طریق روسیه، ستون فقرات جابهجایی کالا میان آسیا و اروپا محسوب میشدند، اما تحولات ژئوپلیتیکی سالهای اخیر نشان دادهاند این فرض دیگر چندان پایدار نیست. جنگها، تحریمها و ناامنیهای منطقهای باعث شدهاند مفهوم «امنیت مسیر» به اندازه هزینه و سرعت اهمیت پیدا کند.
در چنین شرایطی، کریدور میانی یا مسیر ترانسخزر بهتدریج از یک گزینه حاشیهای به یکی از مهمترین شریانهای بالقوه تجارت اوراسیا تبدیل شده است». این بخشی از گزارش اندیشکده زاویه است؛ آن هم در بحبوحه جنگ در خلیج فارس و انسداد تنگه هرمز که توانست هر بشکه نفت جهان را به ۱۱۷ دلار برساند. قیمت نفت پیش از این جنگ مدام در حال سقوط بود و به میانه کانال ۶۰ دلار رسید، اما انسداد تنگه هرمز و اختلال در تردد نفتکشها و کشتیهای حامل گاز مایع سبب شد که بازار نفت جهان با کسری حدود هشت میلیون بشکه نفت در روز مواجه شود. این جنگ سبب شد بار دیگر مسیرهای جایگزین ترانزیت انرژی و کالا مورد توجه قرار بگیرند؛ مسیرهایی که پیش از این با معیارهای اقتصادی مانند کوتاهی دسترسی و هزینه حملونقل و حتی ظرفیت تولید کالا سنجیده شده و برخی خارج از اولویت شناخته شدند، اما حالا امنیت اولویت اول کریدورهای ترانزیت کالا و انرژی شدهاند. مسئلهای که برای سرمایهگذاران هم تبدیل به یک اولویت جدی شده است.
