
اعتراضهای اجتماعی در ایران همیشه فقط در خیابانها شکل نمیگیرند؛ دامنهشان زود به فرهنگ و هنر هم کشیده میشود. در روزهایی که فشار اقتصادی، معیشت مردم را به نقطههای بحرانی رسانده، دوباره همان الگوی آشنا تکرار شده است؛ لغو کنسرتها، توقف اجراها و انتظار عمومی برای تعطیلی هر آنچه رنگ فرهنگ و هنر دارد. اینبار هم تعدادی از خوانندگان، با اعلام لغو کنسرتهایشان، تلاش کردهاند خود را در سمت «همدلی با مردم» تعریف کنند. اما پرسش اساسی این است که این تصمیمها واقعاً در خدمت اعتراض است یا ناخواسته به تعمیق همان بحران معیشتی دامن میزند؟
بخش عمدهای از اعتراضهای اخیر، دستکم در بیان عمومی، حول محور اقتصاد و معیشت میچرخد. گرانی، کاهش قدرت خرید، ناتوانی در تأمین هزینههای اولیه زندگی و آیندهای نامطمئن، مردم را به خیابان کشانده است. با این حال، درست در چنین شرایطی، اولین حوزهای که باید تعطیل شود، فرهنگ و هنر تلقی میشود؛ انگار جامعه به این جمعبندی نانوشته رسیده که اعتراض بدون خاموشی هنر، ناقص است.
